جوتی
پسر/دختر بابالنگدراز
My Favorites:
bbgoal
lamp
far-near
ashoob
miladkdz
rohmamiya
acetaminophen
debug
smartdevice
farstec
khak
aaab
nochagh
persiangirl
parsmedia
w3schoolsir
azemat
sargardoon
mahoordad
techopedia

My Programs:
BlogClient
MinsweeperRobot
Calculator
CalcWebSrvc
2unicode
HuffmanCode
FileValidator
ConvexHall2D
FSProject
IISLog

Options:
No CSS
CSS Layout
وصله پینه
اوراکل یک وصله(patch) جدید برای ترمیم 4 ضعف امنیتی در نرم افزار پایگاه داده‌اش و دوتا برای application serverاش داده. (لینک)
ظاهرا مساله خیلی هم جدیه! و میتونه باعث بشه که یه نفوذگر کنترل کامل سیستم رو در دست بگیره. حالا اوراکل که وصله درست کرده ولی اگه ملت برنامشون رو وصله پینه نکنن و منفجر بشن تقصیر کیه؟ اوراکل؟ مایکروسافت؟ یا اون مواد فروش لعنتی؟ یا رفیق ناباب ؟ یا شایدم چت خوب؟

جوتی
حاشیه : برنامه بدون باگ مثل عسل بی زنبوره!

تست سلامت فلسفی
خیلی چیز جالبیه! من درجه تنش فلسفیم 40% بود! شما هم میتونین اینجا خودتون رو تست کنید. لینک از مکتوب
تولد میلاد
تولد جناب حضرت آقای میلاد را به عموم بلاگ نویسها مخصوصا شخص شخیص خودشان تبریک عرض کرده برایشان آرزوی طول عمر با افتخار و کدهای بی باگ میکنم.

جوتی

ممنون
از همه دوستانی که تولدم رو تبریک گفتن ممنون.
از همه دوستانی که تولدم رو تبریک نگفتن هم ممنون.

روز تولدم مبارک!
سلام بابایی
نمیدونم چه سریه که 2 ساله شب و روز تولدم خونه تنهام!
پارسال نمیدونم سر چی بود که بابا و مامانم هم خونه نبودن، امسال هم که زن عمو فوت کردن و بابا و مامان رفتن اونجا!
منم دیشب از شدت بی کادویی شب تولد و خود کم کادو گرفته دیدگی ! رفتم برای خودم یه کتاب خریدم!
مسخره نکنید دیگه! خوب شیشکی منو دوست نداره! نباید ضایع بشم که!

جوتی

شتریه که...
آه من چگونه میتوانم بلاگ بنویسم وقتی ردهت پوکیده!
برف میاد
برف میاد
زن عموی بابام مرد.
عموی بابام قبلا مرده بود، زن عموشم مثل مرحوم مادربزرگم داروخانه میخورد! خدا بیامرزش زن خوبی بود، البته من خود عمو رو بیشتر دوست داشتم. زن عمو از سکته مغزی مرد، یه چند روزی بیمارستان بود و امروز صبح حدود ساعت شش تلفن زنگ زد و از همون تلفن بیوقت فهمیدم که زن عمو فوت کردن.
برف میاد
مثل بیست و یک سال پیش
اون موقع آقاجون(بابای بابام) خدابیامرز داشتن بابام رو صدا میکردند که "برو برفها رو پارو کن سقف اومد پایین!" اون روز آقای پدر 2 بار برف پارو کردن و ساعت 11 شب که برفها رو پارو کردند و اومدن توی خونه دیدن مامانم(خدایش بیامرزد) داره از درد به خودش میپیچه ازش پرسیدن "میخوای بریم بیمارستان" مامانم گفتن "نه الان خسته ای"(خودمونیم تریپ لاو گذاشته برا بابام!) بعد تو یخبندون رفتن بیمارستان و من وقت نشناس ساعت 00:30 روز 29 بهمن به دنیا اومدم. وقتی پرستار به بابام گفته بچتون پسره بابام خیلی هم بالا نپریده! آخه میخواسته بچه دومش دختر باشه! فکر کنم برا همین من اینجوری پسر/دختر از آب دراومدم!
برف میاد
بعضی ها الان نه سرپناهی دارن نه کفشی که پاشون کنن نه لباسی که تنشون کنن... بعضی ها دارن از سرما میلرزند.
برف میاد
بعضی ها خیلی شاعرانه کنار بخاری نشستن و برف زیبا رو نگاه میکنند و شعر میگن...
برف میاد
بعضی ها کلی کیف میکنند که میتونن برف بازی کنند... بعضی ها آدم برفی درست میکنند؛ بعضی ها آدم برفی میشن.
برف میاد
بعضی ها متولد میشن و بعضی دیگه میمیرن و چرخه زندگی ادامه دارد...
برف میاد...

جوتی
حاشیه : پارسال تولدم یاد کسی ننداختم دیدم تقریبا هیچ کس بهم تبریک نگفت!! امسال دیگه اون اشتباه رو نکردم!(بهم تبریک بگین ضایع نشم!)
حاشیه 2: بعضی ها روز تولدشون باید برن انتخاب واحد ، بعضی ها روز ولنتاین نامه ... از شوهرشون میگیرن! خوب من دیگه هیچ شکایتی ندارم! له شدم!


هزارتا کار دارم
برای همین هیچ کار نمیکنم.
باید یه برنامه بذارم که هم بکشم.

فقط اتوبوس جهانگردی از رومون رد نشد!
تو این سه روزی که رفته بودیم مسافرت فقط کم مونده بود اون اتوبوس جهانگردی مورچه خور که هر هزار سال یه بار میاد از روی ما رد بشه! وقت رفتن که اتوبوس 2 ساعت دیر رسید به ترمینال چون تو جاده ترافیک بوده! حالا از این بگذریم که چرا راننده ای که همین الان از راه رسیده باید دوباره بره تنکابن. بخش خوبش اینه که راننده خیلی باحالی بود. همون وقت راه افتادن انگار یکی بهش گفت که یکی از فامیلاش میخواد باهاش بیاد راننده هم گفت "این فامیلای روز شلوغی رو ول کن! اگه روز خلوت اومد گفت میخوام با تو بیام حرفه".
رفتنه نسبتا خوب بود و جاده زیاد شلوغ نبود؛ ولی نمیدونم چرا یه دفه همه مردم خسته شدند و نگه داشتند!! دیگه هیچ حرکتی نبود... خلاصه اینکه 3 یا 4 راه افتادیم و 12 شب رسیدیم متل قو!
اینقدر اونجا شلوغ بود که مخابراتش دیگه از پس موبایل ها بر نمی‌اومد برای همین خیلی ها موبالشون تعطیل شده بود! یعنی اصلا کسی تو شبکه راهشون نمیداد.
یکی دیگه از بد بیاری های باحال وقتی بود که خواستیم اوزون‌برون(؟) کباب کنیم ، وقت کباب کردن برق رفت. ما که خیلی آدمهای عاقبت اندیشی هستیم یک چراغ قوه داشتیم ولی بعد از چند دقیقه لامپ اون هم سوخت! با نور یه شمع پرپری میخواستیم بفهمیم ماهی کباب شده یا نه... وقت خوردن دعا میکردیم که برق نیاد که نفهمیم چقدر خامه! ولی برق اومد!! (بابایی شما به شانس اعتقاد دارین؟)
اما از همه باحال تر برگشتنمون بود! شب با یه تاکسی قرار گذاشتیم که صبح ساعت هشت بیاد دنبال ما ولی نیومد! ما هم رفتیم آژانس بگیریم (چون قاعدتا ماشین دیگه ای پیدا نمیشد) قیمت ؟ 30000 تومان! اول هم پول رو میگیرن! خلاصه پول رو دادیم رو راه افتادیم (پژو آر دی) فکر کنم بعد از چالوس بود که پلیس جاده رو بسته بود و اجازه نمیداد کسی رد بشه ، میگفتن بهمن اومده. راننده ما اصرار داشت که بیخود میگن ! راه بازه و من خودم نیم ساعت پیش اومدم من فلانم بیساریم! من رانندم من حرفه ایم من دریبل میزنم من خیلی ته رانندم من بابا ننه رانندگیم و خود مایکل شوماخرم و اصلا این که آر دی نیست که! فراریه!
خلاصه این آقای اینکاره (که اسمش محمد بود هرچی فحشم از دهنش در اومد به محمد داد!!) بعد از اینکه هزار تا ماشین از سد پلیس رد شدند از پلیس رد شد و خودشو به مرزن‌آباد رسوند اما اونجا رو هم یه پاژیرو بسته بود.
آخ آخ که چه بیناموسی هایی اونجا کردن! چند تا از این جوون های قر تو کمر خشکیده بساط لهو و لعب راه انداختند و مردم هم دورشون جمع شده بودند و دست میزدند و ... اگه بخاطر آقا بهمن عظیمی نبود حتما پلیس برای جلوگیری از این بیناموسی راه رو باز میکرد ولی آقا بهمن بازم تشریف فرما شدند. و جناب پلیس فرمودند که راه تا چند روز دیگه باز نمیشه (امروز هم اخبار گفت که راه بسته است)
خلاصه راننده قرار شد از رشت بره ولی تلفن زد به آژانس بهش گفتن برگرد آژانس مسافر 50000 تومانی داریم! اینم برگشت آژانس که مسافر 50000 تومانی سوار کنه! تازه میخواست 8000 تومن پول وقتش که تلف شده از ما بگیره! دیگه یکی من بگم یکی اون ... نفهمیدم چطوری شد که همه 30000 تومن رو ازش گرفتم! حتما اونم نفهمیده! آخه IQش زیر 10 بود!
قرار شد با 32000 تومان ما رو ببره قزوین از اونجا رو خودمومن بریم. برگشتن هم مثل رفتن بود هر چند وقت یه بار یه خستگی دسته جمعی میومد و همه ترمز میکردند! راننده ما هم که خیلی ردیف دریبل میزد (روپایی میزد! آخه از جاش تکون نمیخورد فقط کلاج رو میترکوند) همه ماشین ها رو رد میکرد!!!! خیر سرش! فقط یه جا که ترافیک بود از توی یه ده رفتیم که خود خود دامن طبیعت بود! خیلی قشنگ بود خیلی خیلی قشنگ من که هنوز تو کف این دامن طبیعتم! حیف که عکسی که محمد ازش گرفت خوب نشد...
دیگه حوصلم سر رفت از نوشتن این. فقط بگم که 8 صبح راه افتادیم و من 12 شب رسیدم خونه!(بقیه حتما دیرتر رسیدن)
تازه اتوبان قزوین هم یه مه ای بود که من تو این 2 سال و نیم ندیده بودم!
آخر سر با 40000 تومان رسیدیم تهران باجیبهایی که شیپیش توش چارقاب مینداخت.

جوتی
حاشیه : کلاج ماشین راننده بلکل ترکید! فکر کنم دیگه به رشت نرسونش.
حاشیه 2 : راننده : "دیدی با دبه زد تو سر زنه؟ دیدی؟"
حاشیه 3 : راننده به رهام برای بار 128م: "گفتی جاده خشکه؟" رهام به راننده برای بار 128م: "پلیسه گفت جاده بازه"...
حاشیه 4 : احتمالا رهام و محمد هم از این مسافرت نوشتن. بخونین.

تعطیل!
بنا به دلایل دورشدگی از خانه و کاشانه و رفتن به دامان حیات وحش و خیلی مسائل دیگه ! و علاقه بنده به ساحل و هکذا دریا و صدف و این چیزا و مخصوصا جنگل و پرتقال و...
اعلام میدارم که این بلاگ تعطیل موقت میشود!
خواهشمند است در این 3 روز به ما نفوذ نکنید! که این مسافرت از دماغمون درنیاد!

جوتی


اینو بخونین
من که کف کردم!

شکلات
خدایا!
من را تبدیل به شکلات کن! تا بچه کوچک شیطونی من را با کثافت کاری تمام بخورد و تمام صورت و لباس خودش را شکلاتی کند. و مادرش او را حسابی تنبیه کند. آنوقت بچه که گریه کرد من توی شکم اون بچه حسابی میخندم!

جوتی

سمند
صفحه‌ای که ایران خودرو برای سمند درست کرده دیده اید؟ لینک
درباره ماشین اطلاعات زیادی ندارم ولی این مستندی که ایران خودرو برای سمند نوشته یکی از آبروبرترین مستندهایی است که تا حالا دیده بودم! به این جمله دقت کنید "در توليد اين خودرو مدنترين سيستم هاي ايمني و رفاهي از جمله كمربند ايمني كليه صندلي ها..." معنی دقیقش میشه اینکه "از نظر شرکت ما مدرن ترین سیستم امنیتی کمربند ایمنی است و هرگز اسم کیسه هوا را نشنیده ایم" این درحالیه که تا جایی که من خبر دارم به دلیل صدمه ای که بعد از برخورد سرنشین با کیسه هوا و برگشتش به عقب به گردن سرنشین وارد میشود جدیدا 2 تا کیسه هوا(یکی جلو یکی کنار) برای هر سرنشین تعبیه میشود.
یک جمله دیگه "خودرويي است كه با كيفيتي حتي بهتر از پژو 405 توليد خواهد شد" این یکی از اولی هم افتضاح تر است! معنی دقیقش میشود اینکه "خودروی پژو 405 برای ما یک خودروی آرمانی است و بهتر از آن بودن کاری فوق العاده است. حافظه من زیاد یاری نمیکنه همین ماشین بود که آلوده کننده بود؟ همین ماشین بود که کانادا ورودش رو ممنوع کرده بود چون استاندارد زیست محیطی کانادا رو نداشت؟
تهیه مستند خیلی مهمه! ولی کمتر بهش دقت میشه. مثلا چه دلیلی داشته که اول این نوشته ایران خودرو به اینکه سه دهه پیکان تنوع نداشته اشاره کنه؟ این باعث میشه من مشتری احساس بدی پیدا کنم.

جوتی

هوای تهران
یکی از مسوولهای سازمان کنترول کیفیت هوای تهران تو برنامه "شهری برای همه" گفت : "هر یک ساعت یک نفر در تهران بر اثر آلودگی هوا فوت میکند."
به نظر من این آمار خیلی کمتر از اونیه که ما نیاز داریم. این سازمان و خودرو سازان عزیز باید تلاش کنند که این آمار را با "ده نفر در دقیقه" برسانند. البته خودرو سازان عزیز نهایت تلاش خودشان را میکنند ولی گاهی شرایط جوی مانع آنها میشود!
در صورتی که به این مهم دست پیدا کنیم هر روز 14400 نفر کشته میشوند و در سال 5256000 نفر کشته خواهند شد. بنابراین در عرض یک سال از شروع این طرح جمعیت تهران تقریبا نصف میشود و در نتیجه ماشین ها هم نصف میشوند و آلودگی در حد قابل ملاحضه ای کاهش پیدا میکند و ترافیک هم روان میشود و تقاضا هم از عرضه کمتر میشود و قیمتها پایین می‌آید و ...

با تشکر،
جوتی

پایان مسابقه
بازی های کاسپارف با جونیور تموم شد.
یک بازی را کاسپارف برد یکی رو جونیور و چهار بازی مساوی شد.

لینک بازی آخر(Flash)

حاشیه : راستشو بخواین کاسپارف کم آورد


به نظر من بازاریابی با ای‌میل یه تیغ دو لبه است.
فقط بگم که اگر ای میل تبلیغی از یک سایت به میل من برسه حتی اگه اون سایت بهترین کالا رو ارائه کنه من ازش نمیخرم!
حالا اگر بجای کالا، عقیده یا جنبش سیاسی یا ... باشه ؟

جوتی

msn vs opera
این مایکروسافت خیلی کارش درسته بابا!
برا ترکوندن رقیب از هیچ کاری دریق نمیکنه! البته اگه اینا که اینجا نوشته درست باشه.
حتما بهش یه سر بزنید. لینکش از ولینژاد.

قصه
...و از آن به بعد هرکدام به خوبی و خوشی سالهای سال زندگی کردند.
بالا رفتیم دوغ بود، پایین اومدیم ماست بود،
قصه ما راست بود!

جوتی
حاشیه : این جمله آخر قصه شاه پریونیه که هرچی زور زدم نتونستم کاملشو بنویسم!
حاشیه 2 : برای اینکه عاقبتش زیادی خوش بشه و ماجرا دیگه کش پیدا نکنه حتی کلاغ هم به خونش رسید!
حاشیه 3 : باز حاشیه از اصل بیشتر شد!

شهر تکنولوژی
منم از اینا میخوام

لینک از حامد


بازی پنجم هم مساوی شد!
ای کاسپارف کم آوردی؟
بازی پنجم (Flash)


دوستی که بهش احتیاج نداشته باشی به چه دردی ممکنه بخوره؟
بدون عنوان
سلام سلام بابایی
بگم امروز به چی فکر میکردم؟ آخه یکم بی مزه شده ! همشو موقع شام خوردن به ایشون و ایشون گفتم! خوب خوب! چرا میزنی چشم برای شما هم میگم. درباره فکر کردن فکر میکردم و سرعت تفکر. اطلاعات موقع ذخیره شدن به یه زبان طبیعی ترجمه میشه و بعد ذخیره میشه و فکر کردن هم به یه زبان طبیعی انجام میشه برای همین میشه فکرها رو گفت. حالا این انکد و دیکد کردن از زبان طبیعی (مثلا فارسی) و ذخیره کردن و بازیابی کردن آن باید زمانبر باشه. اگه این مرحله از فکر کردن حذف بشه قاعدتا سرعت فکر کردن زیادتر میشه و چه بسا که مفهوم های دیگه ای هم بدست بیاد چون وقتی آدم بخواد تبدیل به زبان طبیعی رو انجام بده به محدوده لغاتی که بلده محدود میشه ولی اگه این تبدیل انجام نشه این محدودیت حذف میشه. اما نتیجه این میشه که آدم به یه چیزی اعتقاد داره ولی نمیتونه بیانش کنه، اونوقت شاید یک جا اون رو ببینه و شوکه بشه! "اااااه! اینو منم میخواستم بگم!" فکر کنم بهش میگن ضمیر ناخودآگاه یا یه همچین چیزایی! چجوری میخوام معارف 2 بگذرونم؟
بابایی اگه درباره اینا که گفتم نظری چیزی دارین خبرم کنین. بقیه هم همینطور مخصوصا اگه دکتری چیزی این رو میخونه که درباره یادگیری انسان چیزای مستندی بدونه.
اینا که نوشتم تفکرات منه و اصلا از نظر علمی تایید شده نیست.
جوتی
تقدیرنامه : ممنون از ایشون که ما رو شام مهمون کردن.
تقدیرنامه 2 : ممنون از ایشون بابت آهنگها.


خیلی ها نمیتونن باور کنند که کامپیوتر به این عظمت با گیت های ساده And و Or ساخته شده.
امروز عجب روزیه! عجب شروعی!
همین نزدیک خونمون یه نفر خودکشی کرده! تک فرزند بوده، انگار افسرده بوده! خودشو پرت کرده پایین گولومپ!
فضاپیمای(شاتل) کلمبیا 2000 تیکه شده! تفلکیا تا نزدیک زمین اومدن و بعد گولومپ!
البته فکر کنم جفت خبرها یه یک روزی تاخیر داشته برای به من رسیدن
و یکی دیگم اینکه...

جوتی

با عرض پوزش
احساسات گوزی : احساساتی بسیار پر سر و صدا که صدای آنها به همه جا میرسد ولی بعد از چند لحظه فراموش میشود! (مثل احساسات بنده!)

جوتی

نیازمندی‌ها
جهت معاینه شدن مجازی به یک عدد روانشناس مجازی نیازمندیم! حق ویزیت بطور مجازی پرداخت میشود.

جوتی

اینم یه منظره دیگه
یه بیابون بی آب و علف، خشک و صاف... اون دور یه تپه کوچیک و دیگه هیچ! حتی یکی از اون بوته های گون(؟) هم نیست! باد داغی به آرومی میوزه.
من وسط این بیابون رها شدم.

جوتی
تکمیل : با دوتا درخت و یه دیش متقارن اینترنت عجب چیز ردیفی میشه!

Not enough energy
بدین وسیله به اطلاع میرساند بدلیل دعوا کردگی و با یک شخص زبان نفهم(مسوول ثبت نام) و سر کار رفتگی دچار تحلیل رفتگی شدید انرژی از لحاظ روحی و جسمی شده ام.
و فقط دعا میکنم که
خدایا! همه دنیا رو کامپیوتری کن و نسل کاغذ رو روبندازون.
و
لیاقت خیلی از آدما اینه که از کار بیکار بشن و جاشون رو روباتهای هوشمند بگیرن و اون آدما از گرسنگی کنار خیابون بمیرن!
زنیکه فلان فلان شده وقتی 10 تا ارباب رجوع داره ، نشسته خیلی شیک و ریلکس غذا میخوره!!! تازه طلبکارم هست که دارم بهتون لطف میکنم! کی این آدما فرق لطف و وظیفه را میفهمن؟

جوتی
حاشیه : آخر دنیا چندتا عکس باحال از اوبرره گذاشته

بازی چهارم
بازی چهارم کاسپارف با Deep Junior مساوی شد.

وقتی میبینم چند درصد کسایی که با سرچ کردن میان بلاگ من چیز بدرد بخوری برای کلید سرچ خودشون پیدا نمیکنند شرمنده میشم.
شرمنده همه کسایی که میان اینجا و چیزایی بی ربط به لغت های سرچ خودشون پیدا میکنند...

جوتی


باید یه برنامه امروز مینوشتم که ننوشتم
فردا هم فکر نمیکنم فقط بشه، البته کار زیادی هم نداره حدود یک ساعت تموم میشه! قول دادم فردا تحویل بدم ولی این که جایی نوشته نشده! "قراردادی که نوشته نشده اگه زیرش نزنی احمقی"!

جوتی
حاشیه : این مسنجر مایکروسافت ما رو کشت و اجرا نشد! ورژن جدیدشو گرفتم بدتر شد که بهتر نشد!

گل بود و ...
سلام بابایی
ممنونم که این همه نگران حال من بودید! نه، چیزی نبود، از صبح که بیدار شدم یکم سردرد داشتم بعد اینقدر زیاد شد که برگشتم همونجایی که ازش اومده بودم(تخت خواب) بعد هم که جای شما سبز دو بار بالا آوردم و خلاصه....
یکمی مردم ولی حالا دیگه زندم
ممنون که همیشه وقتایی که اوضاع بیریخته به یاد من هستید!

جوتی

ثبت نام
خدا به این مدیر گروه ما عوض بده، خیلی آقاس
همشم خندونه
امروز حسابی سر ثبت نام شاکی شده بودم، دیگه آخر سر میخواستم سر یکی داد بزنم که اتفاقی ایشون رو دیدم منم هرچی تو دلم بود بهش گفتم! همچین دادم زدم! یکم خندید و یکم دلداریم داد و خلاصه آروم شدم
این بشر یه نعمت درست حسابیه
خدایا نگهدارش!

جوتی
حاشیه : ثبت نام من همچنان ادامه دارد
حاشیه 2 : اینکه اسم مدیرگروهمون رو ننوشتم برا اینه که اگه تو گوگل دنبال اسم خودش گشت اینجا رو پیدا نکنه !


این چند روزه بعد از امتحانها کار درست حسابی ای نکردم
برا همین شدیدا احساس بیهودگی میکنم
باید زودتر بشینم سر کار و بار...
گزارش کارورزی نوشتنم جدا کار بیخودیه!


بازی سوم رو جونیور برد
لینک
بازی سوم (flash)

به خدا من نگفتم!
سلام بابایی
امروز تو تاکسی که نشسته بودم جز من 3 تا مرد میانسال بودن، میانسال که چه عرض کنم یکمکی هم شاید پیر بودن، همچی موهای 2 تاشون سفید شده بود. راننده هم جوون بود، تو مایه های 25 یا یه چیزی شبیه این. نمیدونم حرف چی شد که یکیشون گفت که "یه سگ از صد تا زن پارسا بهتره" یکی دیگه هم شدیدا این حرف رو تایید کرد! من رو میگی؟ اول کف کردم! بعد مشتاق شدم که بدونم چرا همچی نظری داره؟ آخه میگن "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها" خلاصه سر حرف باز شده بود و اون مرد اولیه "سفره دلشو باز کرده بود" گفت که "زن جماعت هر کار بکنه از روی سیاسته!"(اینو از کسای دیگم شنیده بودم) بعد اضافه کرد "محبتشم برای خر کردن مرده" اون یکی گفت "آره آقا! ما چشیدیم، میدونیم"
برام خیلی عجیب بود، اگه چندتا جوون اینا رو میگفتن میگفتم از سر بی تجربی یه اشتباهی کردن ، نه اینکه آدمای پیر اشتباه نکنند! ولی خوب آخه وضع همچی کسی با جوونی که از دوست دخترش قهر کرده تومنی هفت سنار توفیر داره!
اولیه گفت "ما یه غلطی کردیم ، خونمون رو به اسم زنمون کردیم. چوبشم کشیدیم" راننده(که آدم جوونی بود) گفت "آقا چه حرفیه! زندگی مشترکه، همه چیز مال خودشه حالا چه به نام چه نه" اون یکی گفت "تا وقتی باهات خوبه که بعله! ولی بعدش... آقا من کشیدم" اولی گفت "شما دیگه چرا!" بعد رو به راننده گفت "من پشت نرده خونه خودم خوابیدم! اومدم خونه دیدم زده فروخته شد و قفل و نرده هم توسط خریدار نسب گردیده!" توضیح داد که زنش گرین‌کاردش درست شده بوده و میخواسته همه چیز رو بفروشه و بره، اینم موافق نبوده ! زنش(انگار بعد از دعوا) خونه و زندگی رو فروخته که بره. گفت "منم راهشو بلد بودم، زود ممنوع الخروجش کردم و بعد هم به هزار دوندگی نصف خونه خودم رو از چنگش در آوردم و طلاقش دادم" خلاصه... یکی این گفت یکی اون! راننده میگفت "حتما یه جای کار مشکل داشته! شاید از اون اول انتخاب اشتباه بوده ، اگه انتخاب درست باشه ..."
خیلی جالب بود! اونی که ساکت بود گفت "آقا جلو این جوونا از این حرفا نزنین!" اون اولی هم گفت "باید بگیم که بدونن! اینا باید بدونن! اونی که به ما گفت زن بگیر خدا خیرش نده!"
خلاصه بابایی نتیجه گیری با خودتون! البته با خیلی از حرفهایی که زدن موافق نیستم ولی چیزای بدرد بخوری هم گفتند!! برا ما جوونا به درد میخوره! بعضی از حرفهاشون رو هم اصلا درست نبود بگم...

جوتی شما
حاشیه : اگه اینجا زیادی کامپیوتری شده به غیر کامپیوتری بودن خودتون ببخشین.

BrainTrack
آدرس سایت یه عالمه از دانشگاه های دنیا تو این سایت هست
Over 6600 Links to Higher Educational Institutions in 170 Countries
BrainTrack

Kasparov 1.5 - Deep Junior 0.5
کاسپاروف تو بازی اول با 27 حرکت جونیور بدبخت رو له کرده! ولی بازی دوم مساوی شده.
فرق جونیور با Deep Blue که قبلا کاسپاروف رو شکست داده بود اینه که Blue کاملا برنامه‌نویسی شده بوده و هوش مصنوعی نبوده برای همین بعضیها میگن اون پیروزی آدم به آدم بوده نه ماشین به آدم، حالا جونیور هوش مصنوعیه، البته در نهایت اگر هم جونیور برنده بشه به هرحال آدم برنده شده! نمیدونم چرا اینا فکر میکنند که اگه ماشین از آدم ببره بشریت میره زیر سوال! خیلی فکر بچگانه ایه!
حدود 3.5 میلیون نفر بازی رو روی اینترنت نیگا کردن!
جونیور 2 سال بوده که به هیچ آدمی نباخته بوده!
بازی بعدی فردا است.
لینک ها
خبر توی بی بی سی
بازی اول(Flash)
بازی دوم(Flash)
صفحه مربوط به بازی تو x3dworld

جوتی

یادگیری آدم چجوریه؟
مغز حدود صد میلیارد نرون داره که هر کدوم اینها به حدود هزار تا از همسایه هاشون از طریق سیناپس ها متصلند. حالا یادگیری چجوریه؟ با تغییرات شیمیایی و الکتریکی نرون ها و سیناپس ها و این چیزا(راستش اینو خیلی خوب نفهمیدم زیادی پزشکی بود!) جالبیش اینجاس که این 100 ترلییون اتصال همشون همزمان و کاملا موازی کار میکنند...(این عددها تخمینیه)
خداوکیلی حیف این مغز نیست ازش همیچی استفاده های بیخودی میکنیم؟

جوتی
حاشیه : ببین بابایی دارم از همه راه هایی که بلدم برای یادگیری استفاده میکنم!

ASCI White
امم چیزه! یعنی اینه!
اگه این کامپیوتره پس من کیم؟
12.3 ترلیون محاسبه ممیز شناور در ثانیه! این ابرکامپیوتر 8192 تا پردازنده 375 مگاهرتزی داره و 6 ترابایت(1024مگابایت) RAM داره که تو دویست تا کابینت تو یه اتاق به اندازه دوتا زمین بسکتباله!
ASCI White
حالا اگه یه همچین سوپر کامپیوتری با پردازنده های 3.06 گیگاهرتزی بسازن... امم من که سخت افزار چیزی سرم نمیشه!
این کامپیوتر برای چی استفاده میشه؟ تحقیقات در ضمینه سلاحهای هسته‌ای! و ظاهرا هیچ وقت برای شبیه سازی یک شبکه عصبی مصنوعی یا هر چیز دیگه ای که به هوش مصنوعی ربط داشته باشه استفاده نشده!
جالب اینجاس که با تخمینی که از مغز انسان زده سرعت این ابرکامپیوتر هنوز 800 برابر از مغز انسان کمتره ولی این جور که گفته تا 2010 ابرکامپیوترها از نظر سرعت با آدم برابر میشن.
منبع

جوتی

تبدیل فارسی به یونی‌کد
این یه برنامه فسقلیه که نوشته یونی‌کد رو به کد یونی‌کد تبدیل میکنه. راستش ایده و غیره ذالکش رو از این دوست عزیزم گرفتم. کدشم تقریبا کد ایشونه که با دات نت نوشته بودن، فقط من یه شرط اضافه کردم که کدهای html و انگلیسی ها رو دست نزنه. که اگه یه کد html تحویلش دادین سالم برگرداند که بشه دوباره ازش استفاده کنید.
یکم توضیح:
این عدد و رقمهایی مه مشاهده میکنید به هیچ وجه معجزه نیست! دستور AscW یک کاراکتر یونی‌کد میگیرد و کد آن را برمیگرداند. و البته کاراکترهایی که در زمان اسکی(خدایش بیامرزد) زندگی میکردند(شامل همه کاراکترهای انگلیسی و بقیه کاراکترهایی که در تگ های html هست) هنوز هم کدشان همتر از 256 است.

برای گرفتن برنامه همراه سورس کد(VB6) اینجا کلیک کنید.
Download
(نوشابه بی غذا و برنامه بی کد نداریم!)

جوتی
حاشیه : نمیخواستم این رو آپلود کنم ، این آقاهه گفت بدرد بخوره، آپلود کردم.
حاشیه 2 : اگه کسی هست که این برنامه رو کامپیوترش مشکل داشته باشه خبرم کنه


سلام سلام
به همه فمنیست ها تبریک میگم! تا چند سال دیگه شاهد نسل جدید مردهای ایرانی خواهید بود! که حداقل از یک نظر فرق کرده اند! از لحاظ نظرشون درباره کار زنها بیرون از خانه! من که شخصا نظرم اینه که زنم باید بیرون خونه کار کنه! شوهرمم که میگه زنش(من) باید برم کار کنم خرجی خونه رو بیارم! میبینی؟ کلی پیشرفته! البته بایدش همون بایده!

جوتی


اول : امتحانهای من تموم شد و اگه ایشالا پاس بشه بنده یک کاردان تشریف دارم!
دوم : باقلوا و شیرینی قندی قزوین به همگان توصیه میشه! حرف نداره! خیلی خوشمزه است هرکی میخواد بیاد اینجا بخوره تا تموم نشده
سوم : دو تا ضرب المثل بی ادبیم بگم که یکم دلم خونک بشه!
*یه ذره گوه تو شیکمشه میخواد به شمس العماره برینه!
*نونش نداره اشکنه ، گوزش چنار رو میشکنه. (تقریبا هم معنی "جیب خالی پز عالیه")
فکر کنم اولین باره که اینقدر بی ادبی کردم تو بلاگ! ایشالا دیگه هم تکرار نمیشه ولی این دوتا ضرب المثل رو خیلی دوس دارم.
جوتی
حاشیه : ایشالا زبان تخصصی پاس میشه!


سلام بابایی
من دارم لحظه شماری میکنم که این امتحانام زودتر تمموم بشه که بشینم درس بخونم! اگه بدونی چقدر کار رو کردم تو قوطی که امتحانام تمموم بشه بعد برم سر وقتشون! یکیش همین باگ‌لاگ رحمت الله علیه! راستی بابایی میشه تخصصی هام رو از غیر تخصصی ها جدا کنم، در اون صورت تخصصی ها جدا تخصصی میشه ولی غیر تخصصی ها غیر کامپیوتری نمیشه! چون من غیر کامپیوتری بشو نیستم! اگر کامپیوتر نباشد سر من نباد! یا یه چیزی تو این مایه ها! در ضمن اگه دلتون برای داستانهای من تنگ شده و داستان جدید میخواین شرمنده! چون داستان نوشتن که مثل برنامه نوشتن نیست که آدم هروقت اراده کنه بنویسه! حالا چی بشه یه ایده ای به سر من بزنه یه سوژه ای پیش بیاد که یه چیزی بنویسم. پس فعلا میتونید خیلی شادمان باشید که داستان ماستان خبر مبری نیست! آسوده بخوابید که شهر در امن و امان است...
امروز صبح برنامه کودک نیگا کردم، سهر ولدبیگی(بازیگر نقش شادنه) مجریش بود، اینجام کارش درسته، خوشم شد. تلویزون یعنی فقط برنامه کودک! دیگه آقای پدر عادت کردن و بهم نمیگن "خرس گنده! این برنامه ها مال تو نیست" حالا هرچی من بگم باباجان این رو نگین میرم رژیم میگیرم که لاغر شم اونوقت معده عزیزتر از جانم جانش در میاد! مگه حرف به گوشم میره؟ بابایی شما هم ببینید! خیلی جالبه! راستی تو این کارتونه برای اینکه سوراخای خونه برفیشون رو بگیرن از فریز یخ در آوردن ! عجب فکر ردیفی!
خوب دیگه من باید کم کم اینو پست کنم که بعد برم حموم بعد برم امتحان بدم ایشالا پاس بشم ! تو عمرم اینقدر که این ترم خر زدم خر نزده بودم! البته اینا همش نسبیه! این خر زدن من جلو درس خوندن عادی بعضیا در حد کشک و پشمه!

ایشالا همیشه باقالی‌پلو بخوری،
جوتی

قاتل! آدمکش!
یک فروند ویروس در یک عملیات جنایتکارانه کل دنیا رو ترکوند یا اینکه به مرز ترکیدن رسوند!
در این عملیات انتحاری که نیمه شب گذشته اتفاق افتاد 5 تا از 13 تا nameserver اصلی این شبکه بی صاحاب مونده بدجور کچل شدند و تعدادی از سایت ها چپه شدند! از جمله مهمترین سایتهایی که چپ کرده بودند سایت مشهور و بسیار محبوب جوتی بود و دیگر سایتهایی که من دیدم اینها بودند آی‌تی‌ایران حامد ردهت رویداد و ولینژاد و ...
شایعاتی نیز درباره دست داشتن بن لادن در این عملیات تروریستی به گوش میرسد.
فقط با نهایت تاسف باید عرض کنم که این سایت اصلا نترکید که من خیلی حسودیم شد.
اینم خبرش (لینکشو حامد بهم داد)
جوتی
حاشیه : سرم درد میکنه!


بابایی سلام
روانشناس خوب نمیشناسین؟
وقتی خیلی بچه بودم (چهارم و پنجم دبستان) اون روزهایی که مشقم رو ننوشته بودم یا به هر دلیل دیگه میخواستم مدرسه نرم، خودم رو میزدم به مریضی ، جالب اینجاس که همون روز مریض هم میشدم و دکتر هم میرفتم و اتفاقا یک عدد پنی سیلین ناقابل هم ... اووووخ!

...یه پیر مرد ریشو با ریش سفید و یک دستار سفید روی سرش. ته یه اتاق تاریک روی یک چارپایه نشسته و یه چیزی مینویسه و زیر لب زمزمه میکنه...
"خجل آنکس که رفت و کار نساخت ،،، کوس رحلت زدند و بار نساخت"

بابایی برام دعا کنید...
جوتی
حاشیه : یه جای خوب برای کسایی که میخوان زبان تخصصی کامپیوترشون خوب بشه پیدا کردم (یعنی برا خودم) تست های IT داره تووووپ! البته جواب بعضی از تستاشو به فارسیم بلد نبودم! سایتش اینم یه کوییزش

ورود روبات ممنوع!
چند وقت پیش درباره روباتهای وب یکم چیز میز خونده بودم.
روباتهای وب درحقیقت برنامه هایی هستند که مانند یه مرورگر وب رفتار میکنند. فقط بجای اینکه صفحه وب را نشان بدهند وظایف دیگری دارند. مثلا روبات وب گوگل وظیفه دارد که هر چند وقت یک بار سری به سایتها بزند و یک نسخه از آنها را به گوگل تحویل بدهد.
یک روبات وب هم همین کار دستتونه! توی منوی favorites در IE گزینه Orgaize Favorites را انتخاب کنید و پس از آن بین آیتم هایی که در این منو وجود دارد یکی را انتخاب کنید و Make available offline آن را تیک بزنید و روی دکمه properties کلیک کنید.روی زبانه Download کلیک کنید و در جعبه متن Download Pages عدد یک را بنویسید. این گزینه تایین میکند که لینکهای این صفحه هم داونلود بشود. اگر مقدار آن 2 باشد لینکهایی که درصفحه هایی که این صفحه به آنها لینک داده است به آن لینک داده اند هم داونلود میشود! و الی آخر
حالا همه اینها را ببندید و از منوی Tools گزینه Synchronize را انتخاب کنید تا روبات شما شروع به کار کند و صفحه های درخواستی شما را بگیرد.
یکی از چیزایی که خیلی برام جالبه فایل robots.txt است! این فایل دقیقا تایین میکند که ورود کدام روباتها در چه آدرسهایی مجاز و کجاها غیر مجاز است. اینجوری میشه بعضی از صفحه ها را از شر روباتها در امان داشت!
راستی اگه ما میخواستیم یه روبات درست کنیم به قانونمند بودنشم فکر میکردیم؟
برای درست کردن یک robots.txt به اینجا سر بزنید.
جوتی


یکشب تامل ایام گذشته میکردم و بر عمر تلف کرده تاسف میخوردم و سنگ سراچه دل بالماس آب دیده می‌سفتم و این بیت ها مناست حال خود میگفتم :
هردم از عمر میرود نفسی ،،، چون نگه میکنی نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی ،،، مگر این پنج روزه در یابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت ،،، کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل ،،، باز دارد پیاده را ز سبیل
هرکه آمد عمارتی نو ساخت ،،، رفت و منزل به دیگری پرداخت
وان دگر پخت همچنان هوسی ،،، وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار ،،، دوستی را نشاید این غدار
نیک و بد چون همی بباید مرد ،،، خنک آنکس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خود فرست ،،، کس نیارد زپس زپیش فرست
عمر برفست و آفتاب تموز ،،، اندکی ماند و خواجه غره هنوز
ای تهیدست رفته در بازار ،،، ترسمت پر نیاوری دستار
هرکه مزروع خود بخورد و بخوید ،،، وقت خرمنش خوشه باید چید
بعد از تامل این معنی مصلحت آن دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراخود چینم و دفتر از گفتهای پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم./

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
گلستان

حاشیه از جوتی : کلمه کلمه این مثل پتک میخوره توی سرم!


بابایی زور زدم که همه معلومات خودم رو بکنم تو قوطی که وقتی جزوه این استاد بی رقیب رو میخونم خدایی نکرده دچار منع موثر قبلی نشم. ولی آخه مگه میذاره؟ شما رو به خدا این یکی رو نیگاه کن :
"افزایش گلوگاه ها باعث افزایش کارایی شبکه میشود."
لابد همین جوره که این میگه!
من نمیدونم این دانشمندها مرض داشتن اومدن هزار تا چیز گذاشتن که گلوگاه ها رو حذف کنند؟ این cache و انواع و اقسام بافر برای کم کردن کارایی سیستم بوده! آخه حماقتم حدی داره! این استاده از اون حد گذشته!

جوتی عصبانی شما!


من کاملا موافقم!
این نشر کاغذی اصلا چیز مزخرفیه! باید همش تعطیل بشه!


بابایی سلام
زیاد براتون پر چونگی نمیکنم(مگه میتونی؟).
امروز یکم مثل این بچه کوچولوها خودمو قاطی دعوای بزرگترا سر لینوکس و ویندوز کردم! نه بابایی دعوام نکنین به خدا درسامم خوندم!
این فارسی دیک خیلی بچه باحالیه امروز میدونین بهم چی گفت؟ گفت :
"کسانی که گذشته را به یاد نمی آورند، محکوم به تکرار آن هستند."
خوب راست میگه دیگه!
زیاده عرضی نیست
جوتی

هم اون خوبه هم ایشون، رحمت به هردوتاشون!
فقط واسه اینکه مام جزو آدم بشیم حوس کردیم تو بحث لینوکس و ویندوز یه نظری بدیم که نظر نداده از دنیا نریم!
اول! یه مرض شایعی هست که همه ما بهش گرفتاریم! این مرض تو کتابای روانشناسی* اینجوری تشریح شده :
مدافع برای دفاع از الف ، از ب دفاع میکنه و مهاجم برای حمله به الف به ب حمله میکنه!
نمونه اش همین چیزی که ردهت نوشته ، برای دفاع از لینوکس از اوپن سورس دفاع کرده و از اون طرف مخالفها برای مخالفت با لینوکس با اوپن سورس مخالفت میکنند.
روش استدلال زیر جدا برام عجیبه!
1. اوپن سورس خوبه
2. لینوکس اوپن سورسه
نتیجه میگیریم که لینوکس خوبه!
خوب بذار مثل خودش مثال بزنم! شما بین یک جعبه باز که توش notepad گذاشتن و یک جعبه بسته که توش یه برنامه تو مایه های MSWord است کدوم رو انتخاب میکنید؟ (فکر نکنید که منظورم اینه که نسبت ویندوز به لینوکس مثل ورد به نوتپده! اصلا کاری به سیستم عامل ها ندارم.)
در جواب اینکه شاید تو جعبه بسته مار باشه باید بگم که "تو درخت را از میوه اش خواهی شناخت-مسیح" وقتی کار برنامه را دیدی میفهمی که توی جعبه چی بوده(روشهای نظارتی خیلی زیادی هست) وقتی از جعبه بسته حرف میزنید و ردش میکنید بهتره همراه اون شی گرایی رو هم رد کنید! اصول تجرید داده ها و ADT رو هم ببرید زیر سوال! اینها که دقیقا از بستن در جعبه حرف میزنند(encapsulation)! چرا با اینها مخالفت نمیکنید؟

من موافقم که اوپن سورس خوبه، 100% موافق اوپن سورس هستم ولی اوپن سورس بودن یک برنامه هیچ ربطی به بهتر کار کردن اون نداره. اگه نگاه کنید می‌بینید که حتی سورس همین بلاگ هم تو این سایت هست! این دلیل میشه که سایت من از گوگل بهتر باشه؟
چیزی که یه نرم افزار رو بهتر میکنه مهندسی و آنالیز و طراحی حساب شده و کد خوب و ... است نه اوپن سورس بودن یا نبودن!
اگه میخواین درباره سیستم عامل ها بحث کنید ترجیحا درباره مسائلی مثل مدیریت حافظه ، مدیریت I/O ، زمانبدنی پردازشها ، تشخیص و رفع بن‌بست(Deadlock) ، نوع راه حل ارائه شده برای مسائل کلاسیک IPC و امنیت و چیزهایی از این قبیل بحث کنید! بحث غیر علمی و متعصبانه آخر سر میشه مثل دعوای پیروزی و استقلال!
سعدی میگه "سه چیز پایدار نماند مال بی تجارت ، علم بی بحث و ملک بی سیاست." البته بحث با جدل خیلی فرق داره! تفاوت اولش اینه که اگه قرار بشه درباره سیستم عامل بحث کنیم من حداقل باید برم کتاب "طراحی و پیاده سازی سیستم عامل" نوشته تننبام رو از اول بخونم و کلی چیزهای دیگه هم پیدا کنم و بخونم؛ که پس فردا وسط بحث ضایع نشم! اونوقته که هرکس توی بحث سعی میکنه یه چیزی توی گفته های طرف مقابلش پیدا کنه و یاد بگیره نه اینکه دنبال یه چیزی بگرده که حال طرفشو بگیره!

جوتی
حاشیه : تا جایی که من میدونم ویندوز 98 پرینتر spoolerش race condition داره! فکر کنم تو نسخه های بعدی حل شده.
حاشیه 2 : اون ماجرای کلاس و این چیزا چی بود؟ ما نفهمیدیم! مگه لینوکس کار کردن کلاس داره؟ یا Net. کلاس داره؟ از کی تا حالا؟ از کی تا حالا ابزارکار کلاس داره؟ ابزار یه چیزیه که هر وقت به درد خورد ازش استفاده میکنی هروقت به درد نمیخورد میندازی دور! کلاسش کجا بود؟
-----------------------
*کتاب روانشناسیم کجا بود! برا خود شیرینی یکم خالی بستم!

محمد عقیلی
آخردنیای ما همیشه از شادمهر طرفداری میکرد، حالا هم که برا شادمهر عقیلی بلاگ راه انداخته!
محمد جان اجرت با آقا شادمهر عقیلی!
"بازداشت شادمهر در کانادا لینک "

جوتی
حاشیه : این بلاگه که برا شادمهر را انداخته با نت اسکیپ نیگا نکنین، با اینترنت اکسپلورر ببینین.

بدون عنوان
سلام بابایی
با تشکر از فرصتی که به من دادید میخواهم از همینجا به همه جوانان هم سن و سال خودم پیشنهاد کنم که تو خونه پدری پول خرج نکنید! آخر عاقبت نداره! یکی داداشش سرش کلا میذاره یکی باباش ، یکی آبجیش! اونوقت هم پولتون رفته هم خانواده! نگین اینجوری نمیشه! به خدا اینا مال تو فیلما نیست! مال همین زندگی خودمونه!
بابایی انگاری استقلال خیلی بیشتر از حرف ملت رو گوش نکردنه! مهم ترین نوعش استقلال شخصیتیه، یعنی آدم از خودش یه شخصیت داشته باشه، وقتی آدم شخصیت نداشته باشه برای زندگی کردن به شخصیت یکی دیگه احتیاج داره! اگه این فرد مادرش باشه ، میشه بچه ننه! اگه زنش باشه، میشه زن ذلیل! اگه دوستش باشه ، میشه عاشق! اوخ! بابایی نزنین خوب اینم یکی از از اون مواردیه که بهش میگن عشق(؟) حالا بگین چرا جلو این عشق بدبخت علامت سوال میزاری! خوب اصلا تکلیف آدم باهاش روشن نیست! وقتی یکی میگه عشق من اصلا نمیفهمم چی میگه! چون شامل یک طیف گسترده از شهوت تا عرفان میشه که تقریبا همه حالت های غریزی و احساسی آدم رو دربر میگیره!البته فکر کنم این لغت قبلا اینقدر وسیع نبوده! البته این روزا معنی همه لغت ها یکم عوض شده! مثلا دانشگاه شده بنگاه همسریابی یا کاریابی! من خیلی تبریک میگم به خودمون که تونستیم این لغتها رو اینقدر وسیع کنیم!
وقتی یه کسی که هیچی از برنامه نویسی بلد نیست میاد از آدم کمک میخواد یه رابطه ای ایجاد میشه که بهش میگن معلم-شاگردی
وقتی یه کسی که هم سطح خود آدم، یا بهتر از خود آدمه میاد و از آدم کمک میخواد یه رابطه ای ایجاد میشه که بهش میگن همکاری
تفاوت این دوتا کاملا مشخصه، فکر نمیکنم هیچ کس اینها رو با هم اشتباه کنه، ولی مثلا خود من! نمیتونم تفاوت نیاز به دوست به عنوان همفکر و همراه و هم هزارتا چیز دیگه را با نیاز به دوست به عنوان تکیه گاه برای زندگی یا معلم طرز تفکر یا یه چیزایی شبیه این بفهمم. این پیشوند "هم" خیلی چیز جالبیه!
یه چیز دیگه! اول که با او دوست شدم خیلی حرف برای گفتن داشتیم و از هر دری سخنی میگفتیم و خلاصه روزهای مفیدی رو با هم گذروندیم اما بعد از مدتی من بیشتر به او فکر میکردم تا زندگی خودم! اینم البته یه نوعی از عشقه(؟) که زیر مجموعه همون عشق به دلیل نداشتن شخصیت قوی میشه (اگه غلط نکنم) خوب شاید کم کم اینجوری میشد که من دیگه زندگی نمیکردم، برای او بودم، البته خیلی قشنگه! ولی همین باعث میشه که آدم وابسته بشه و آدم وابسته دیگه شخصیت نداره، آدمم که نمیتونه با یه آدم بی شخصیت دوست باشه! پس او رفت! گاهی میشه خیلی چیزها رو خیلی ساده در نظر گرفت! نمیگم این که من گفتم عین حقیقت بوده! نه! اصلا ادعا نمیکنم که حقیقت رو گفتم چون حقیقت رو نمیدونم! اینا فقط فکرهای امروزم بود، فردا شاید همه اینها رو تکذیب کنم...
دعا کنید واحدهای این ترمم پاس بشه! نکنه این درسای ماستی رو بیفتم و ...

دوستدار شما،
جوتی
حاشیه : شوهر عزیزم، به دلیل اینکه دیر شد دیگه بهت زنگ نمیزنم ، فردا زنگ میزنم.

آمار
دیشب از روی روزنامه یه آماری از تعداد قبولی دانشگاهمون گرفتم.
تعداد کل کسایی که دانشگاه ما قبول شدن حدود 70 نفر است که 37 نفر آن پسر و 33 نفر آن دختر هستند.(احتمال خطا تو این آمار زیاده چون از روی کد رشته قبولی تو روزنامه ساعت 12 شب آمار گرفته شده!)
آمار قبولی این مدلیه :
52.8% پسر
47.1% دختر
(سر کلاسهای ما معمولا 5 تا پسر بودند 25 تا دختر! یه نسبتی تو این مایه ها!)
10% از قبول شدگان با سهمیه بودند
اما چیزی که برام جالبه اینه که رتبه آخرین فرد قبول(از روی کارنامه تو سایت آزمون) 65 بوده در حالی که 70 نفر قبول شدند!(من 69 نفر را شمردم یکی هم برای اینکه رند یشه بهش اضافه کردم برای همین گفتم حدود 70 نفر)
البته احتمالا بخاطر سهمیه بوده، اونها رو توی رتبه ها حساب نکردن و مستقیم فرستادن تو! لابد لیاقتشو دارن دیگه!

جوتی

PowerToys
اگه ویندوز XP دارین حتما یه سر به اینجا بزنین. خیلی برنامه های جالبیه.

جوتی

سیصد و شصت و پنج روز پیش :

آرشیو ماهیانه:
مهر 81
آبان 81
آذر 81
دی 81
بهمن 81
اسفند 81
فروردین 82
اردیبهشت 82
خرداد 82
تیر 82
امرداد 82
شهریور 82
مهر 82
آبان 82
آذر 82
دی 82
بهمن 82
اسفند 82
فروردین 83
اردیبهشت 83
خرداد 83
تیر 83
امرداد 83
شهریور 83
مهر 83
آبان 83
آذر 83
دی 83
بهمن 83
اسفند 83
فروردین 84
اردیبهشت 84
خرداد 84
تیر 84
امرداد 84
شهریور 84
مهر 84
آبان 84
آذر 84
دی 84
بهمن 84
اسفند 84
فروردین 85
اردیبهشت 85
خرداد 85
تیر 85
امرداد 85
شهریور 85
مهر 85
آبان 85
آذر 85
دی 85
بهمن 85
اسفند 85
فروردین 86
اردیبهشت 86
خرداد 86
تیر 86
امرداد 86
شهریور 86
مهر 86
آبان 86
آذر 86
دی 86
بهمن 86
اسفند 86
فروردین 87
اردیبهشت 87
خرداد 87
تیر 87
امرداد 87
شهریور 87
مهر 87
آبان 87
آذر 87
دی 87
بهمن 87
اسفند 87
فروردین 88
اردیبهشت 88
خرداد 88
تیر 88
امرداد 88
شهریور 88
مهر 88
آبان 88
آذر 88
دی 88
بهمن 88
اسفند 88
فروردین 89
اردیبهشت 89
خرداد 89
تیر 89
امرداد 89
شهریور 89

آرشیو سالیانه:
سال 1381
سال 1382
سال 1383
سال 1384
سال 1385
سال 1386
سال 1387
سال 1388
سال 1389

قصه‌های من:

گرگ قسمت اول
گرگ قسمت دوم
موش کور
باغبان
جزیره
آتشفشان
کرم ابریشم
توپ
قصه‌های کامپیوتری

کتاب VB.NET مقدماتی
جزوه ویژوال بیسیک
رمزگذاری-رمزگشایی
تمام حقوق این سایت متعلق به امیر احسانی است.
شما حق دارید از مطالب این سایت هرطور که مایل هستید استفاده کنید بشرط اینکه برای آنها هیچ گونه وجهی دریافت نکنید. اگر منبع را هم ذکر کنید ممنون میشم.
jooti [at] ehsani [dot] org