جوتی
پسر/دختر بابالنگدراز
My Favorites:
bbgoal
lamp
far-near
ashoob
miladkdz
rohmamiya
acetaminophen
debug
smartdevice
farstec
khak
aaab
nochagh
persiangirl
parsmedia
w3schoolsir
azemat
sargardoon
mahoordad
techopedia

My Programs:
BlogClient
MinsweeperRobot
Calculator
CalcWebSrvc
2unicode
HuffmanCode
FileValidator
ConvexHall2D
FSProject
IISLog

Options:
No CSS
CSS Layout

When a man opens the door of his car for his wife, you can be sure of one thing - either the car is new or the wife is.

khak


دوست عزیز و جو گرفته من
سلام
این مساله ای که میخوای حل کنی، با تقسیم و غلبه حل نمیشه. مگر اینکه بخوای مثل مبتکر این روش(ناپلئون*) از شمشیر برای تقسیم کردن استفاده کنی!
اگه این مساله حل شدنی باشه با برنامه نویسی پویا حل میشه. خوبی برنامه نویسی پویا اینه که مساله را از پایین به بالا حل میکنه. نه مثل تقسیم و غلبه از بالا به پایین.

جوتی
حاشیه : میگن اولین کسی که از این روش استفاده کرده ناپلئون بوده. تو جنگ علیه ارتش روسیه و اتریش. البته الان باهاش مساله های کامپیوتری رو حل میکنند!


بابالنگدراز عزیز
خلاصه اخبار را به اطلاع شما میرسانم:
خودکار خاتمی که چندین سال پیش از اصفهان خریده بودم در اثر شدت فکر کردن به یک مساله ریاضی دو از وسط شکست! که پس از چسب کاری بازنشسته شد.
پس از یک روز و نیم ریاضی خواندن به یک نقطه چرخش راهبردی رسیدم! در این برهه هرچی بیشتر ریاضی بخونم بیشتر ریاضی یادم میره! احتمالا بقیه روز رو طراحی الگریتم میخونم.
پیشرفت من در ریاضی مثال زدنی بوده، الان میتوانم انتگرال دوگانه یک دایره را در مختصات قطبی بگیرم!
در حمله من به شرینی تازه های یخچال تعدادی از آنها مفقود شدند.

از مشروح اخبار هم خبری نیست!
جوتی
حاشیه : من این ترم ریاضی دو رو میوفتم، بعد نگی نگفتی!
حاشیه 2 : طراحی الگریتم گفته 50 درصد کلاس پاس میکنند، اگه من جزو اون 50 درصد نباشم از شدت افسرگی خودکشی میکنم!

پروژه ذخیره بازیابی
این برنامه، پروژه ای است که با همکاری یکی از دوستانم برای درس ذخیره و بازیابی اطلاعات نوشتیم.
اگر بخواهم مستند درست حسابی برای آن بنویسم خیلی طولانی میشود که این روزها (بخاطر امتحانات) وقتش(و حوصله اش) را ندارم. فعلا فقط میگویم که چجور فایلی ایجاد میکند.
فایلی که این سیستم درست میکند یک فایل نامنظم به همراه شاخص متراکم روی فیلدهای انتخابی است. همه شاخصها در حافظه نگهداری میشوند و برای مرتب کردن آنها از QuickSort ای که توسط Net. پیاده سازی شده است؛ استفاده شده.
نوع و نام فیلدها در header فایل مشخص میشود. که به کاربر قابلیت تعریف فایلهایی با فیلدهای دلخواه را میدهد. اطلاعات دیگری که در header نوشته میشوند عبارتند از : ساختار رکورد (با طول متغیر، طول ثابت و با استفاده از کاراکتر جداکننده. که فقط اولی پیاده سازی شده است.) ، ساختار فیلد (طول متغیر، طول ثابت یا با استفاده از کاراکتر جداکنند. که مانند رکوردها ، در اینجا هم فقط "طول متغیر" پیاده سازی شده است.) ، تعداد فیلدها، مشخصات فیلدها(شامل نوع فیلد و نام فیلد)
درج در انتهای فایل صورت میگیرد و حذف فقط شامل برچسب زدن به رکورد به عنوان رکورد پاک شده است و بطور فیزیکی اطلاعات حذف نمیشوند.
در نهایت اینکه به روز رسانی فایل شاخص هنگام خروج از برنامه انجام میشود.

download (بدون فایل اجرایی)

جوتی
توضیح: عرض شود که، ما یک زمانی یک درسی داشتیم و یک استادی داشت و یک پروژه ای خواست و ما انجام دادیم و یک غلطی کردیم و روی سایتمان هم قرارش داریم. حالا اینکه چی شده همگان بر سر این خیال خام توافق حاصل کرده‌اند که ما بنگاه خیریه داریم و پروژه می‌نویسم؟ خودمان هم نفهمیدیم.
به هر حال، اگر این فایل به کارتان می‌آید، چه بهتر، اگرنه؛ من نه مقاله‌ای در این زمینه دارم نه پروژه‌ای برای کسی می‌نویسم. نه بانک پروژه دانشجویی دارم.


استثنا بودن در طبیعت به معنی بی‌همتا نبودن است.
20 ممنوعیت قوه قضاییه برای سایتهای اینترنتی
لینک
خیلی جالبه!
"ـ ايراد افترا به مقامات و هر يك از افراد كشور وتوهين به اشخاص حقيقي و حقوقي"
از این میشه نتیجه گرفت که اگه من به جرج بوش توهین کنم سایتم باید تعطیل بشه! چون اونم یک "شخص حقیقی" است!
"ـ خريد وفروش و تبليغات در شبكه اطلاع رساني و اينترنت از كليه كالاهايي كه منع قانوني دارند" جمله بندی اینم که حرف نداره!
"ـ هر گونه حمله به مراكز اطلاع رساني و اينترنتي ديگران براي از كار انداختن و يا كاهش كارايي آنها" با شناختی که از قوانین ایران دارم فکر میکنم برای اینکه مانند بقیه قانونها بشود باید یک جمله به آن اضافه شود "مگر به حکم قانون".
"ـ هر گونه تلاش براي انجام شنود و بررسي بسته هاي اطلاعاتي در حال گذر در شبكه كه به ديگران تعلق دارد" این بند هم به جمله "مگر به حکم قانون" نیاز دارد. به نظر میرسد که آن را از اصل 25 قانون اساسی نتیجه گرفته باشند که میگوید "...استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است، مگر به حکم قانون"

به نظر من این قانون خیلی با عجله تهیه شده. و اکثر بندهای آن هم فقط تکرار قانون اساسی است. پس نمیشه گفت که چون اینها در مجلس تصویب نشده قابل اجرا نیست.
بهتر بگم، تا جایی که من میفهمم این قانون هیچ چیز خاصی بجز تعمیم دادن قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی به شبکه های اطلاع رسانی اینرنتی نیست.

جوتی
حاشیه : من حقوقدان نیستم، اینها فقط نظر شخصی یک تبعه ایران است.
حاشیه 2 : لطفا افاضات سیاسی و مورددار نفرمایید.


لغت a بار منفی زیادی داره، لغت b بار مثبت زیادی داره. پس از این به بعد بجای a از b استفاده میکنیم.
بعد از یه مدت گند زده میشه به b !

وصله x رو نمیشه به a چسبوند، وصله x رو میشه به b چسبوند. بجای a از b استفاده میکنیم و وصله x رو بهش میچسبونیم.

استفاده مکرر از این دو روش(و روشهای دیگه) باعث میشه که تقریبا معنی همه لغتهای یک زبان "گشاد" بشود... حتما شما میتونین هزارتا از این لغتهایی که مثل چولومبه چند هزار معنی دارند رو بگین!

جوتی

1300
الان 82 سالشه، خدا حفظش کنه!
من که قبل از اینکه بهم بگه چند سالشه باور نمیکردم که بیشتر از 65 داشته باشه! تازه اونم بخاطر موهای سفیدش بود اگر نه اخلاق و رفتارش که به 50 ساله ها میخوره.
هیچ کدوم از عادتهای پیرمردها رو نداره! نه غرولند میکنه نه جیغ و داد ! همیشه داره یه کاری میکنه بهتر بگم، سر خودش رو گرم میکنه. اگه تو خونه باشه یا روزنامه میخونه یا به باغچه میرسه. و وقتی پیش بقیه نشسته، بجای اینکه اعصاب همه را با غرغر خورد کنه برامون جوک تعریف میکنه. یا از جوونیاش میگه(مثل فرار از سربازی و ...)
به سهم خودش خیلی تو دنیا سختی کشیده، یه دخترش تو 18 سالگی فوت کرده و یکی تو 35 سالگی. همسرش رو هم از دست داده و 3 تا پسر و یک دخترش هم از ایران رفتند.
معمولا وقتی بهش زنگ میزنم خونه نیست! کجا رفته؟ لابد رفته پیش "علی شیری"؛ علی شیری یه غرفه لبنیات تو بازار میوه تره بار داره. من فکر میکردم میره پیش علی شیری وقت گذرونی و گپ زدن! ولی دیدم نه! میره اونجا کار میکنه، جعبه های شیر رو اینور اونور میکنه و اونهایی رو که باید تو یخچال باشه میزاره تو یخچال و جعبه های خالی رو روی هم میچینه. مثل یک کارگر ساده کار میکنه! خیلی خیلی بعید میدونم به پولش احتیاج داشته باشه چون خرجش خیلی کمه و حقوق بازنشستگی هم داره. اصلا مطمئن نیستم از علی شیری پولی برای کارش بگیره! فقط کار میکنه... حالا میفهمم چرا باباجونی پیر نشده. باباجونی هیچ وقت پیر شدن رو قبول نکرده. هیچ وقت خونه نشینی رو قبول نکرده. هیچ وقت بیکار تو خونه نشسته. مهم اینه که آدم چه تصوری از خودش داشته باشه.
وقتی جوون بود راننده کامیون بود، چند سال پیش یه وانت خریده بود و با اون کار میکرد. وقتی ماشین به قول خودش "به خرج افتاد" فروختش و یه سواری خرید و رفت پیش علی شیری... خدا حفظش کنه مرد بی نظیریه.
خیلی ها میگن "کار عار نیست" ولی من اینو فقط تو رفتار باباجونی دیدم.
دیشب رفت مکه.
زیارتتون قبول باشه باباجونی.

امیر/جوتی
حاشیه : اگه کسی هست که هنوز نفهمیده باشه این مرد نازنین کیه، باید بگم ایشون پدر بزرگ من(پدر مرحوم مادرم) هستند.
توجه : باباجونی با بابا جونی خیلی فرق میکنه!!


همانا هیچ لذتی بالاتر از ناز کردن سر کچل مخملی خودم نباشد!
نقطه چرخش راهبردی
"نقطه چرخش راهبردی آن هنگامی است که تعادل نیروها از ساختار قدیمی، یعنی روشهای کنونی انجام کار و راه‌های جاری رقابت، به روندی تازه روی می‌آورد."-اندرو گرو، از بنیانگذاران شرکت اینتل در کتاب "تنها بی پروایان پایدارند"
برخلاف آنچه عموما تصور میشود روند رشد یک سازمان بصورت یک خط مستقیم نمیباشد بلکه به صورت یک منحنی است که در زمانی خاص به نقطه عطف خود میرسد. گذر از این نقطه عطف که اندرو گرو از آن به عنوان "نقطه چرخش راهبردی" یاد میکند از تصمیمات سرنوشت‌ساز مدیریتی است.
هر سازمانی در طول عمر خود با یک یا چند نقطه چرخش راهبردی مواجه میشود که تشخیص زمان مناسب میتواند روند رشد سازمان را به شدت صعودی کند. در حالی که عدم تشخیص به موقع باعث ضرر یا نابودی کامل سازمان شود.

جوتی
حاشیه : این نوشته بخشی از پیشگفتار پروژه درس طراحی تجزیه سیستم اطلاعاتی بود که پارسال نوشته بودم. حالا می‌بینم که نقطه چرخش راهبردی در مورد همه سازمانها وجود داره چه یه شرکت خصوصی باشه چه یک اداره دولتی چه یک کشور چه یک دنیا!


حدود هفتاد مجروح و تعدادی مفقود... لینک
شب رو برای آرامش بندگانت آفریدی؟


جناب SecondNews بلاگدار شدند.
کچل
صبح که از خواب بیدار شدم دیدم موهام شاخ شاخی شده، رفتم کچل کردم!
البته واقعا کار سختی بود، هرچی به آقای سلمونی میگم عزیزجان! کچل کن! میگه خوب نمیشه! میگم بلنده! میگه کوتاهه! میگم این سر منه! میگه زیر تیغ منه!
خلاصه بعد از این همه کلنجار رفتن بالاخره هم اونقدر که من میخواستم کوتاه نکرد.
یاد اون جمله سعدی افتادم که... "همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال."

جوتی

Convex Hall 2D
مساله : تعدادی میخ روی یک تخته کوبیده شده ، یک کش دور آنها می اندازیم. کش روی کدام میخها می افتد؟ (کوچکترین چندضلعی محدبی که همه میخها را دربر میگیرد پیدا کنید)
الگریتم گراهام برای حل Convex Hall :
نقطه های P1,P2,...,Pn با مختصات (x1,y1),(x2,y2),...,(xn,yn) مفروض است.
1) نقطه q0 را با کمترین y پیدا میکنیم.
2) سایر نقاط را برحسب زاویه قطبی حول q0 مرتب می‌کنیم. و q1 تا qn-1 نامگذاری میکنم.
3)
Push(q0),Push(q1),Push(q2)
4)
for i=3 to n-1
while(rastgard(qi,stack[top],stack[top-1]))
pop()
wend
push(qi)
next
پیچیدگی زمانی این الگریتم nlogn است.

download (بدون فایل اجرایی.)
جوتی
حاشیه : این مساله 3d هم داره! خدا رحم کنه!

خونه
بوی گلهای شب بویی که گذاشتن جلوی فن کوئل تو همه خونه پیچیده، وقتی از در میای تو، هوای خنک و خوشبوی خونه آدم رو حالی به حالی میکنه... اینجور وقتهاس که "هیچ جا خونه خود آدم نمیشه" معنی پیدا میکنه نه اون وقتی که خونه کثیف و بهم ریخته و بوگندو شده!
من برم یکم خونمون رو بو کنم و ناهار بخورم!

جوتی


"ازدواج برای سکs مثل اینه که آدم برای یه لیوان شیر یه گاو ماده بخره"
اینو شوهرم میگه!


در حاشیه دیدار برگشت تیمهای استقلال و پیروزی. گزارش تصویری
از secondnews


سرم خیلی درد میکرد، نتونستم سر کلاس فوق العاده ریاضی بشینم.
سرم همونقدر درد میکرد، تونستم ++C درس بدم! حالا میفهمم معلمها خیلی هم کار عجیبی نمیکنن که وقتی مریضن میان سر کلاس. درس دادن خیلی با درس خوندن فرق میکنه!
خیلی زیاد!
مخصوصا از نظر احساس مسوولیت.

جوتی

تولد حامد مبارک
تولد پر برکت حضرت حامد بنایی دات کام بر جمیع بلاگ نویسان و بلاگخوانان و بلاگشناسان و بلاگپرستان مبارک باد.

ممنونم بخاطر اینکه صبح به موقع از خواب بیدار شدم، بخاطر اینکه شامپوم تموم شده بود و سرم رو با صابون برگردون شستم و شوره نزد. ممنونم بخاطر دوست خوبی که از دیدنش شاد شدم، ممنونم برای اینکه تو کلاس ریاضی حدود چهار کلمه فهمیدم. ممنونم برای اینکه سر کلاس اخلاق رفتم و چیزهایی درباره مدیریت یاد گرفتم! ممنونم بخاطر اینکه شام ندارم و گرسنه هم نیستم.متشکرم برای احساس خفگی که در اثر فشرده شدن گردنم داشتم. متشکرم بخاطر منظره های زیبای دشت.

جوتی


همیشه جنب و جوش دانشجوها نزدیک امتحانات زیاد میشه!!
تفاهم!
من کاملا با "ادب داشتن" موافقم! البته من تعریف خودم را از ادب دارم. به احتمال خیلی زیاد تعریفم از ادب با تعریف شما فرق میکند! پس نمیتوانید بگویید من باادبم چون ادب من هم با ادب شما فرق میکند. من میدانم، شما هم میدانید که "خوبی" ، "خوب" است. اما من تعریف خودم را از خوبی و بدی دارم.
پس وقتی من میگویم "باادب بودن خوب است" عملا با اینکه بگویم "یه چیزی یه جوری است" فرق چندانی ندارد. اما تو جواب میدهی "این که بدیهیه!"
البته تو تعریف خودت را از "بدیهی بودن" داری...
ما که اصلا زبون هم رو نمیفهمیم! برای چی حرف میزنیم؟

جوتی
حاشیه : دارم به این نتیجه میرسم که همه کلمه ها به تعداد آدمهایی که از اونها استفاده میکنند معنی دارند.


سکs جزیی از زندگیه یا زندگی جزیی از سکs ؟
توضیح : اگه با اولی موافقترین بیشتر نمره بدین اگه با دومی موافقین کمتر
توضیح 2 : اینجوری نوشتمش که ملتی که هر روز تو گوگل دنبالش میگردن پیداش نکنند.


فکر میکنین میتونین یه روح رو توی یه اتاق پیدا کنید؟
از روی صدا؟
صدای اسپیکر رو زیاد کنین و توی این اتاق دنبال روح بگردین.

جوتی


حتما یه سری به اینجا بزنید. ضرر نمیکنید.
هیت
هیت بی پایه و اساس ترین معیار برای سنجش محبوب بودن یا محبوب نبودن یک صفحه است.
اولا اینکه بر اساس تعداد دفعات بار شدن صفحه است نه بر اساس تعداد دفعات خوانده شدن آن!
دوم اینکه تعداد ویزیتور را نشان نمیدهد(این از تعداد دفعات بار شدن صفحه خیلی مهمتر است) روزهای قبل من ویزیتورهایی داشتم که 7 یا 8 بار صفحه را بار کرده بودند!(زیادی خوششون اومده بوده.)
سوم اینکه فقط میگوید صفحه یک بار دیده شده! نمیگوید کاربر چقدر وقتش را صرف خواندن آن کرده. به عبارت دیگر هیت کاربری که فقط یک ثانیه در صفحه بوده بدرد لاجرز دیوار هم نمیخوره!

با همه اینها ساده ترین راه آمارگیری است.
چیزی که من میخواهم روشی است که بفهمم هر مخاطب چند درصد از متنها را خوانده‌اند. این بدرد میخورد! کسی نظری دارد؟ اصلا عملیه؟

جوتی


جناب مرحوم لامپ عزیز (واقعا فوق العاده مینوشت) تو پروفایل یاهوشون نوشتن:
I love myself cause no one else seems to do this favor for me


میشه یکی به من بگه این سایت بانک تجارت چه فایده خاصی داره؟ (طراحیش برای یک بانک واقعا شاکاره!)

1.میشه بهم کمک کنی؟ میخوام یکمی گریه کنم! خیلی وقته گریه نکردم.
2. این روزها از همه طرف دارم تخیله انرژی میشم! از الان برای چیزایی که تو این مدت بهتون میگم یا گفتم پوزش میخورم.
3.هرکی میخواد دوستیشو با من بهم بزنه، الان وقتشه.
4.معمولا همه چیز با هم در بدترین موقع خراب میشه! خوبیش اینه که بعدش میشه از اول شروع کرد.

جوتی
حاشیه : اینم یه بخش طبیعی از توالی روزهای زندگیه. خودش درست میشه. اگرم نوشتم فقط برای ثبت تو آرشیو بلاگ بوده. اگه آرشیو رو نگاه کنین میفهمین که چند وقت یه بار اینجوری میشم. یه مساله کاملا طبیعیه.


ریز مکالمات تلفن ثابت. لینک(حالا صفحه اش میاد)
قیمت مکالمه های بین شهری و خارج کشور. لینک
جالبه که قیمت مکالمه از ایران با آمریکا و ایران با سوئد برابر است! اما مکالمه تهران با ورامین و تهران با قزوین فرق میکند!


اگه بکشی دودش تو چشم ما میره
اگه نکشی هم دودش تو چشم ما میره
پس میبینی که به حال ما فرق نمیکنه!
حالا خود دانی!

جوتی

زبان #C تقلید از جاوا نیست.
لینک

عزیزترین دوست من
سلام
بله! تو عزیزترین دوست منی! بله عزیزم با تو هستم، تو که با چشمهای سیاه قشنگت که دلالت بر هوش سرشارت دارد به من نگاه میکنی، همان چشمهای بزرگی که نمایانگر مهربانی تو است.
تو که هر وقت میخواستمت، بودی. تو که هر وقت خواستم تنها باشم سکوت اختیار کردی... انگار که اصلا نیستی، انگار که هرگز وجود نداشتی!
تو که از همه دوستانم قدیمی‌تری شاید 10 سال شاید 12 سال یا حتی 15 سال!
آن روزها بیشتر به تو توجه میکردم، حالا کمتر. ولی تو هیچ وقت شکایت نکردی. آنجا نشتی و همینطور آرام به من نگاه کردی. روزهایی که دلم گرفته بود دلداریم دادی و با دستهای کوچک و زیبایت نازم کردی. روزی که میخواستم کسی را بغل کنم ، آغوش تو برایم باز بود! و روزی که میخواستم گریه کنم تو بودی که اشکهایم را از چشمانم پاک میکردی. آن روزی که از شدت اضطراب کنکور خوابم نمیبرد تو بودی که کنار من دراز کشیدی تا با آرامش بخوابم...
تو بیشتر از همه خودت را برای من لوس کردی و من بیشتر از همه خودم را برای تو لوس کردم.
تو بهترین دوست منی
گوش‌سفید عزیزم
سگ عروسکی کوچولوی من
دوستت دارم،
همیشه جوتی تو.

دختر / پسر
گاهی فکر میکنم این چهار ، پنج تا هیت هم که دارم برای اینه که تو اسم بلاگم یه "دختر" نوشته! به نظر شما اگه بجای پسر/دختر ، بنویسم دختر/پسر هیتم بیشتر نمیشه ؟

امروز سر درد داشتم. تمرکز نداشتم. حالت تحوع داشتم و ... بهش میگن میگرن...
وقتی سردرد دارم دلم میخواد یکی پیشم باشه، دقیقا همین موقع هیچکس نیست!
وقتی خوب میشه دلم میخواد تنها باشم، دقیقا همین موقع همه میان خونه!

جوتی

از سکون میترسم.


حامی مالی عزیز!
سلام
هیچ فکر کردی که اگر نقش حامی مالی را نداشته باشی چه نقش دیگری در زندگی من داری؟؟
برای خودتون میگم! بهتره به فکر یک رابطه احساسی-عاطفی-حمایتگرانه درست حسابی باشی. چون بالاخره یک روز از نظر مالی مستقل میشوم! فکر میکنی آنوقت چه اتفاقی می‌افتد؟

جوتی


برعکس اون چیزی که درباره طرز فکر برنامه نویسانه گفتم؛ توی زندگی عادی معمولا سعی میکنیم مساله هایی رو که میتونیم خودمون حل کنیم به مساله هایی تبدیل کنیم که توان حل کردنشون رو نداریم.
جالبه که هرچی مساله را سختتر و لاینحلتر کنیم بیشتر راضی میشویم!
در نهایت وقتی مساله حل نشد، حل کردنش را گردن بقیه میندازیم و خلاص.

جوتی
حاشیه : این روش زندگی کردن حتی از backtracking هم بدتره!


محمد خوشکشت، پر پرواز شادمهر عقیلی شده.

خانه ‏ ‏، تنها ‏ ، محلي براي شاشيدن نيست!
آنچه كه اكثر مردم تهران به آن خانه مي گويند ، تنها محلي براي شاشيدن است. شاشيدن به خيلي چيزها... (ادامه)

تکمیل : اگه اون لینک کار نکرد، توی بلاگ خاک، مطلبی با همین عنوان را پیدا کنید.


اخبار گفت میشه از این آدرس ریز کارکرد تلفن ثابت را نگاه کرد. این واقعا فوق العاده است! فقط یک مشکل کوشولو داره... این صفحه نمیاد!
یه چیزی رو من نفهمیدم! چرا وقتی آدرسی به این قشنگی (http://phone.tct.ir) دارند باید صفحه را فوروارد کنند روی آدرسی مثل این (http://phone.irtct.org/billing/index_login.jsp) ؟


یکی از چیزهایی که تفکر برنامه‌نویسانه به آدم یاد میده تغییر دادن مساله است. یه وقتهایی یه مشکلاتی پیش میاد که اصلا نمیدونم چطور حلشون کنم و واقعا درمونده میشم. یا error هایی میده که اصلا درست کردنشون دست من نیست!
این جور وقتها سعی میکنم مساله را تغییر بدم تا به یه مساله که حل کردنش رو بلدم تبدیل بشه. یا بهتر بگم کاری بکنم که پیغام خطا تغییر کند!

اگه بازم حل نشد، پاکش میکنم!

جوتی


دکتر جون گلوم درد میکنه، بینیم هم کیپ شده و البته سرم هم درد میکنه... ولی نمیدونم چرا حال عمومیم خوبه؟
میشه یه کاری کنی اونم خرابشه؟ حال ندارم درس بخونم! بهونه میخوام.

پی‌نوشت : ممنون دکتر جون ! تقریبا نصف روز رو خوابیدم! شما که شاهد بودین! من میخواستم درس بخونم! ولی نشد دیگه! حیف شد.


چرا اینجوری نیگا میکنی؟ خوب تی‌شرتم رو چپکی پوشیدم! مگه چیه؟ همینجوری نیگا کردی که مجبور شدم وسط خیابون تی‌شرت رو تقریبا دربیارم و درست بپوشم!
اگه اون خانوم و اون چهار پنج تا آقایی که من رو در حال در آوردن و پوشیدن یک تی‌شرت در حالی که دوتا سی‌دی دستم بود دیدند؛ این بلاگ رو میخونن پوزش اینجانب را بپذیرند.
خیر سرم رفتم یه جای خلوت!!

جوتی


یادتونه چولومبه تو زبون برره ای چند هزارتا معنی داشت؟
لغت عشق تو فارسی هم عین همونه!

عجب ماجرایی داشتی کل علی!
دوره اول تا 8 سالگی بود، چیز زیادی ازش یادم نمیاد ولی اینجور که تعریف میکنند یک دوره طلایی تو زندگی خانوادگی ما بوده که با فوت مادرم در سن 35 سالگی بر اثر سرطان به پایان رسید.
از اون موقع دوره دوم شروع شد، شدیدا احساس دلتنگی داشتم و یه جورایی سعی میکردم محبتی که لازم داشتم گدایی کنم، خیلی به دوستانم وابسته میشدم و فوق العاده حساس و زودرنج و لوس بودم... حتی با ازدواج مجدد پدرم (وقتی 14 سالم بود) چیزی تغییر نکرد. هرچند که مادر دومیم هم واقعا مهربان و دوستداشتنی است.اگرچه با بیشتر شدن سن از زودرنجی و عصبانیتم کم میشد ولی خیلی هم فرقی با 8 سالگی نداشتم!
سالهای 79 و 80 چند اتفاق همه چیز را عوض کرد و دوره سوم شروع شد. اولی دانشگاه رفتن و تحصیل در رشته ای که واقعا دوست دارم، که باعث شد اعتماد به نفسی که هیچ وقت نداشتم را (تا حدودی) بدست بیاورم و دوم رابطه عاشقانه ای که هرچند فقط کمی بیشتر از یک سال طول کشید اما برای من واقعا منشاء خیر بود. آن عشق باعث شد بجای اینکه من به هر یک از دوستانم کمی وابسته باشم(چیزی که از 8 سالگی شروع شده بود) فقط به یک نفر وابسته باشم... که آن وابستگی هم وقتی "او" با درایت به آن رابطه پایان داد، به مرور قطع شد. و من استقلالم را (تا حدود زیادی) بدست آوردم.

حالا انگار این دوره هم رو به پایان است... تا ببینیم بعدی چی میشه!

جوتی
حاشیه : بابایی دفعه قبل که گفتم مستقل شده ام ، چندان درست نبود. این بار خیلی درستتر است.


سرویس sms مجانی پارس آنلاین خیلی دوام آورد!
The serveice is temporarily unavailable. Please retry again later.
امیدوارم زودتر درست شه.

پی‌نوشت: درست شد.


اون بودجه 50 میلیون دلاری که ارتش آمریکا به اون دانشگاه کذایی برای تحقیق درباره یونیفرم جدید ارتش داده رو بخاطر بیارید...
بعد یادتون بیاد که مخابرات ایران از smsای که دانشگاه شریف درست کرده بود استفاده نکرد و از چین خرید.
بعد یادتون بیاد که برای حمایت از خودرو سازهای داخلی واردات خودرو رو ممنوع کردن.

حالا پرتقال فروش را پیدا کنید!
جوتی

حرف مفت!
سرویس SMS رایگان پارس آنلاین برای ارسال SMS به موبایلهای ایران از طریق وب
لینکش از زهرا

آزمایشش هم کردم، خیلی خیلی هم سریع بود! خیلی خوشمان آمد. حتما آزمایش کنید.
جون میده برا حرف مفت زدن! خدا به پارس آنلاین رحم کنه!
جوتی


فکر میکنی مساله ای(مساله P <> NP توی طراحی الگریتم رو میگم) که از سال 1971 تا حالا هیچ دانشمندی نتوانسته آن را حل کند، جوابی داشته باشد؟ من که میگم بهتره همینطور بدون جواب قبولش کنیم.
مساله ای که از قبل از تاریخ تا بحال حل نشده باشه چی؟

جوتی
حاشیه : البته اینم هست که بازهم ممکنه جوابش از چشم بقیه مخفی مونده باشه یا اینکه پیدا کرده باشند و صداشو در نیاورده باشند.

یاد ایامی...
"نمیدونم ونوسی ها چی فکر میکنند! ولی مهم نیست، من تنهام شازده کوچولو یک گل سرخ داشت! ولی من چی؟ ولی من چی؟ من کسی رو دارم که برای دیدن او و به امید او از خواب بیدار شوم؟ و سر چاه آب بروم و تا وقتی بیاید صبر کنم و بعد تا آخر روز فکر کنم چیزی رو از دست داده ام؟ حتی الیور به اندازه من تنها نبود! اغراق میکنم! هرچند ونوسی ای نیست ولی چند تا مریخی خوب هستند که میتوانم به آنها تکیه کنم میدانم که هر مریخی باید یک ونوسی را دوست داشته باشد و به هم تکیه کنند ولی من دوستان مریخی ای دارم که روابط مریخی ما خیلی محکم است و میتوانم برای کارهایم از آنها کمک بگیرم..."
بابالنگدراز عزیز
سلام!
آن نوشته های عجیب و غریبی که خواندید کار پسر/دختر شما است! قسمتی از یک پاراگراف که 21/09/1379 توی اتوبوس وقتی میرفتم قزوین نوشته بودم! البته این روزها ترجیح میدهم که پای کامپیوتر بنویسم و تو اتوبوس بخوابم(با توجه به خط زیبایم!! تصمیم عاقلانه ای است)
اما چرا اینها را امروز به شما میگویم؟ چون این نوشته دلیل خیلی چیزها را روشن میکند. برای خودم که خیلی جالب بود.
و صد البته الان همه آنچه در آن چند سطر نوشته بوده ام تکذیب میکنم!

همیشه سپاسگذار شما،
جوتی
حاشیه : راستش از پست کردن اون نوشتها کمی هم خجالت میکشم...
حاشیه 2 : خودمونیم چقدر صادقانه مینوشتم!

خوب، بد، زشت
"فردا حتما بدتر از امروز خواد بود." <=> "امروز بهترین روز زندگی من بود."
جمله اول میگه روزها برحسب "بد" بودن و بصورت صعودی مرتب شده اند و جمله دوم میگه روزها بصورت نزولی و برحسب "خوب" بودن مرتب شده اند. اگه "خوب" را متضاد "بد" بدانیم میشه نتیجه گرفت که معنی هر دو جمله یکیه.

جوتی
پی‌نوشت : "بچه شما به اندازه خودتون خوشگله" <=> "بچه شما به اندازه خودتون زشته" کلا از کلمه ها خوشم میاد؛ اسباب بازی های خوبین!


اون جمله ای که اون پایین از دایجسترا نوشته بودم یادته؟
تو گوگل سرچش کردم.
1140 تا نتیجه!
یکی منو ببره!


مقاله Steganography از حامدبنایی.

داشتی از چیزی که توی بیمارستان دیدی تعریف میکردی...
گفتی "عروسه پیرزنه تا صبح کنار تختش نشسته بود." گفتی "وقتی مادرشوهرش خوابش میبرد چراغ رو خاموش میکرد و تو یه نور ضعیف به کارهای خودش می‌رسید"
فکر کردم "چقدر مادرشوهرش رو دوست داره... حتی شاید کمی هم از واژه عشق استفاده کردم"
گفتی که شما از او بخاطر زحمتهایی که برای مادرشوهرش میکشید تشکر کردید.
و چیزی که من را متعجب کرد جوابی بود که او داد...
"اینها فقط روابط انسانی است."
راست گفت! کار عجیبی نکرده بود، فقط روابط انسانی ... فقط همین! همه انسانها برای هم این کارها را میکنند؛ مگه نه؟

جوتی


برای اینکه خودتون رو از لیست دوستان کسی پاک کنید(Y!M) میتونین از این صفحه استفاده کنید.
ممنون از ردهت.
البته خودم آزمایش نکردم! اگه کار نمیکنه افاضات بفرمایین.

نچاق
خاله رضوان جونم
سلام
چند وقت پیش که لینک بلاگ شما را دیدم خیلی خیلی ذوق کردم که شما هم معتاد شدین! ولی از بخت بد و هکر خوب! بلاگ اسکای به خواب زمستونی رفت و ما هم بی نچاق موندیم.
بعدشم که پسوردتون رو فراموش کردین و ما فکر کردیم که دیگه باید دور بلاگ شما رو خط بکشیم! اما امروز رفتم و دیدم حسابی آپدیت شده. انگار فقط من از آپدیت شدنش بی خبر بودم!
راستی خاله رضوان ، نمیخوای یکم تو بلاگت درسای روانشناسی بدی؟
سالگرد ازدواجتون رو هم با چندین روز تاخیر تبریک میگم.

جوتی
حاشیه : ما از بچگی به خاله رضوان میگفتیم خاله رضوان! البته خاله خودمون نیست ولی خیلی هم فرقی نداره.
حاشیه 2 : خاله رضوان اولین کسی بود که اشتباه کرد و از نوشته های من تعریف کرد!


آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ- شل سیلور استاین
لینک
فکر میکنم این چیزایی که عمو شلبی جون تو چند تا جمله کوتاه گفته من تو 400 صفحه نمیتونستم بگم!

جوتی


سلام بابایی
همش یه معامله است! یه چیزی از دست میدی یه چیزی بدست میاری...
مشکلش اینجاست که هیچ تضمینی برای برابر بودن ارزش چیزی که میدی و چیزی که میگیری نیست.
ما تو برنامه نویسی زیاد با این سر و کار داریم. برای سرعت بیشتر حافظه را از دست میدهیم یا برعکس. سرعت بیشتر همیشه خوب نیست! گاهی حافظه ای که از دست میدیم خیلی مهمتره. بابایی مشکل من اینه که اصلا نمیدونم تو معامله با خودم؛ سود کردم یا ضرر؟
اینجا سود و زیان رو با چی محک میزنند؟

جوتی


"Computer science is no more about computers than astronomy is about telescopes."
E. W. Dijkstra*
--------
* پرفسور دایجسترا ، مبتکر سیستم عامل لایه ای و برنده جایزه نوبل، تابستان قبل در سن 72 سالگی درگذشت


دیکشنری واژه های الگریتمی و ساختمان داده ای
لینک


آقاجان بعضی از مساله ها حل نمیشه. بعضی از مساله ها رو هم اصلا لازم نیست حل کنی! برای حل بعضی دیگه هم باید کمک بگیری. حالا هی زور بزن! خوب ضدحال میزنی به خودت بعد افسردگی میگیری بعد باید کل انرژی باقی مونده خودت رو صرف بیرون اومدن از افسردگی کنی! آخرسر میفهمی که نصف عمرت خودت رو افسرده میکردی نصف دیگه از افسردگی بیرون میومدی!

جان؟ چی؟ میخوای دوباره بری تی اس پی حل کنی؟
جوتی

نیازمندی ها
پاسخ مساله محترم Bitonic euclidean traveling-salesman مورد نیاز است. این جانب پس از چندین بار تلاش و به جواب نرسیدن تقریبا تسلیم شدم! اگه تا 2 یا 3 ساعت دیگه حل نشد ولش میکنم. (یعنی دیگه از استاد میپرسم!)

خدایا بخاطر نداشتن تمرکز
بخاطر مساله ای که نمیتوانم حل کنم
بخاطر اینکه احساس میکنم خنگم
ازت ممنونم!
از خجالت آب نشدی؟

ابر سرباز
سربازهای معمولی روزی به سوپرمن تبدیل خواهند شد! (لینک)
اون دوتا عکس کنار صفحه اش را هم نگاه کنید. عکس سربازی هست که از شلیک کلاشینکف تو افقانستان جون سالم بدر برده! اون یکیشم عکس از دو نوع سوپرمن است!
حالا این تحقیق کجاس؟ MIT
با چه بودجه ای؟ 50 میلیون دلار!
برای چی؟ ...

نتیجه گیری از پست قبلی
مساله زندگی حتی راه حل نمایی هم ندارد!
تصمیم گیری های بهتر میتواند شکست را به تعویق بیندازد ولی موفقیت را نزدیک نمیکند.
کسانی که ادعا میکنند که میخواهد کمتر از آزمایش و خطا استفاده کنند یا اصلا از آن استفاده نکنند یا زیادی خوشبینند یا طراحی الگریتم پاس نکرده اند!

جوتی

زندگی
خوب! میخوام مساله زندگی کردن رو با استفاده از طراحی الگریتم حل کنم!
فرض بر این است که انسان در زندگی n بار تصمیم گیری میکند و در هر تصمیم گیری m انتخاب دارد.
از آنجا که اصولا مشخص نیست که کدام تصمیم سود بیشتری دارد، پس روشهای حریصانه هرگز جوابگو نخواهد بود.
با برنامه نویسی پویا هم نمیشه این مساله را حل کرد. چون زیرساختارهای مساله مستقل نیستند و حل کردن هر زیر مساله روی دیگر زیرمساله ها تاثیر میگذارد.
تقسیم و غلبه هم عمرا جواب نمیدهد چون مساله را از بالا به پایین حل میکند در حالی که این مساله ماهیت پایین به بالا دارد.
پس تنها راه حل باقی مانده استفاده از روش BackTracking است. که یه جورایی همون آزمایش خطای خودمونه! با استفاده از این روش پیچیدگی زمانی زندگی O(n^m) میشود! با فرض اینکه تصمیم گرفتن و عملی کردن هر تصمیم فقط یک دقیقه طول بکشد(در حقیقت این فرض محال است) و انسان در طول زندگی فقط یکصد تصمیم بگیرد و در هر تصمیم گیری فقط پنج انتخاب داشته باشد برای پیدا کردن راه حل زندگی حدود 19025 سال زمان نیاز دارد!
ولی کار به همینجا ختم نمیشود! با توجه به اینکه در مساله زندگی خیلی از اشتباه ها برگشت ندارند (برای مثال اشتباه در تصمیم گیری برای بستن بند کفش در خط سرعت اتوبان تهران قزوین!) این روش هرگز به جواب نخواهد رسید.
در اینجا تنها راهی که باقی می ماند روش Branch and Bound است که درحقیقت همان روش قبلی است ولی تلاش میشود تا جایی که ممکن است تصمیمهای اشتباه قبل از اینکه اجرا شوند تشخیص داده شوند. برای این کار از تجربیات دیگران و روندی به اسم "تفکر" استفاده میشود. هرچند که این روش زودتر از روش قبلی به جواب میرسد ولی باز هم پیچیدگی زمانی آن تغییری نمیکند.
مزیت این روش این است که تصمیمهای آن عاقلانه تر به نظر میرسد (حداقل بند کفش را وسط اتوبان نمیبندد) اما مشکل اساسی دیگری ایجاد میکند. از آنجا که انسان در یک برهه چندین تصیمیم همزمان میگیرد وقتی با خطا* مواجه میشود باید تشخیص بدهد که ایراد از کدام تصمیم بوده است! که در این مورد باید تمام تصمیمهای گرفته شده تا آن زمان مورد بررسی قرار گیرد. که با توجه به حافظه آدم ممکن نیست! پس شاید بد نباشد که همه تصمیم های گرفته شده یکی یکی backtrack شوند... و زمانی که برای همه این کارها لازم است از تاریخ بشریت بیشتر است چه برسد به عمر یک انسان!

جوتی
-------
*بقول آب : "پیغامهای error زندگی شماره خط و این چیزا نداره فقط میگه General Life Failure "


اخبار گوگل ور دیدی؟ اینم فارسیش!

بابایی
سلام
این یک نامه نیست! فقط خواستم یه چیزی رو بگم.
اینجایی که من هستم آدم میتونه اطمینان داشته باشه که چیزی که امروز داره، فردا نداره! این خیلی خوبه! مگه نه؟

همیشه جوتی شما

تک درخت
سلام!
تو استوار و پا برجایی! تو آنجایی رشد کرده ای که هیچ چیز بجز علفهای پست وجود ندارد! و بین این همه علفهای پست تو قوی هستی... کار تو خیلی با ارزشتر از آن درختهایی است که در موقعیتی مناسب رشد کرده اند و بسیار بلندتر از تو شده اند...
تو پرغرور و با اراده ای! خواستی و توانستی. تو ثابت کردی که شرایط نمیتوانند کسی را که "بخواهد" محدود کنند.
تک درخت عزیزم، تو فریب خوردی!
چوپانها از سایه تو استفاده میکنند و باقیمانده غذایشان را به پای تو میریزند!
بچه ها و بزرگترها که در این دشت سبز و یکدست جایی پنهان برای "کارهای واجب" ندارند از پناه تنه تو استفاده میکنند و ...
گوسفندها پس از اینکه غذای مقوی و خوشمزه خود را خوردند کنار تو می آیند و لحظه ای استراحت میکنند و مدفوعشان را به تو تقدیم میکنند.
بله درخت عزیزم!
حاصل اینهمه زحمت تو این بود! کمی گند و کثافت! البته من تو را دوست دارم! چون با دوربین بدون زوم من آنهمه کثافت دیده نمیشود (فقط چند تکه پلاستیک هست). درخت عزیزم، البته که حق با تو است! شهامت متفاوت بودن چیزی است که هر کسی ندارد! ولی بین شهامت و حماقت فقط یک مو فاصله است! فکر نمیکنی از آن رد شده باشی؟
درخت عزیزم!
پرنده ها روی تو لانه نمیسازند. نه بخاطر اینکه شاخه های تو سست است، نه! تو محکمترین شاخه ها را داری ولی آنها ترجیح میدهند جایی لانه کنند که درختهای زیادی باشد و بتوانند به راحتی برای بچه هایشان غذا تهیه کنند.
و درخت عزیزم، میدانم که تو آواز پرنده‌ها را دوست داری
بله درخت عزیزم!
تو محکومی! محکومی که داشته هایت را به همه بدهی و در اطرافت کسی نیست که چیزی به تو ببخشد! تو محکومی که به همه خدمت کنی چون به جایی رفتی که کسی همپای تو نیست... اگر بین درختها بودی...
حق با تو است! خدمت کردن به دیگران لذت بخش است! وقتی کسی پاهایش را روی شانه تو بگذارد تا بالاتر را ببیند لذت میبری. اما درخت عزیزم! از گند و کثافت هم لذت میبری؟
درخت عزیزم! آنها از تو سواستفاده میکنند.
اما با همه اینها من تو را دوست دارم
چون از این فاصله آنهمه کثافت دیده نمیشود! فقط استواری و راست قامتی تو دیده میشود...

همیشه دوستدار تو،
جوتی
حاشیه : این درخت همون درختیه که تو اون عکس سومی بود! البته ...

سیصد و شصت و پنج روز پیش :

آرشیو ماهیانه:
مهر 81
آبان 81
آذر 81
دی 81
بهمن 81
اسفند 81
فروردین 82
اردیبهشت 82
خرداد 82
تیر 82
امرداد 82
شهریور 82
مهر 82
آبان 82
آذر 82
دی 82
بهمن 82
اسفند 82
فروردین 83
اردیبهشت 83
خرداد 83
تیر 83
امرداد 83
شهریور 83
مهر 83
آبان 83
آذر 83
دی 83
بهمن 83
اسفند 83
فروردین 84
اردیبهشت 84
خرداد 84
تیر 84
امرداد 84
شهریور 84
مهر 84
آبان 84
آذر 84
دی 84
بهمن 84
اسفند 84
فروردین 85
اردیبهشت 85
خرداد 85
تیر 85
امرداد 85
شهریور 85
مهر 85
آبان 85
آذر 85
دی 85
بهمن 85
اسفند 85
فروردین 86
اردیبهشت 86
خرداد 86
تیر 86
امرداد 86
شهریور 86
مهر 86
آبان 86
آذر 86
دی 86
بهمن 86
اسفند 86
فروردین 87
اردیبهشت 87
خرداد 87
تیر 87
امرداد 87
شهریور 87
مهر 87
آبان 87
آذر 87
دی 87
بهمن 87
اسفند 87
فروردین 88
اردیبهشت 88
خرداد 88
تیر 88
امرداد 88
شهریور 88
مهر 88
آبان 88
آذر 88
دی 88
بهمن 88
اسفند 88
فروردین 89
اردیبهشت 89
خرداد 89
تیر 89
امرداد 89
شهریور 89

آرشیو سالیانه:
سال 1381
سال 1382
سال 1383
سال 1384
سال 1385
سال 1386
سال 1387
سال 1388
سال 1389

قصه‌های من:

گرگ قسمت اول
گرگ قسمت دوم
موش کور
باغبان
جزیره
آتشفشان
کرم ابریشم
توپ
قصه‌های کامپیوتری

کتاب VB.NET مقدماتی
جزوه ویژوال بیسیک
رمزگذاری-رمزگشایی
تمام حقوق این سایت متعلق به امیر احسانی است.
شما حق دارید از مطالب این سایت هرطور که مایل هستید استفاده کنید بشرط اینکه برای آنها هیچ گونه وجهی دریافت نکنید. اگر منبع را هم ذکر کنید ممنون میشم.
jooti [at] ehsani [dot] org