|
جوتی
پسر/دختر بابالنگدراز |
||
|
My Favorites:
bbgoal lamp far-near ashoob miladkdz rohmamiya acetaminophen debug smartdevice farstec khak aaab nochagh persiangirl parsmedia w3schoolsir azemat sargardoon mahoordad techopedia My Programs: BlogClient MinsweeperRobot Calculator CalcWebSrvc 2unicode HuffmanCode FileValidator ConvexHall2D FSProject IISLog Options: No CSS CSS Layout |
IIS Log Source code
کار این برنامه این است که log هایی که IIS نگه میدارد را بخواند (اگر host آنها را در اختیار شما قرار داده باشد) از این log ها میتوان به عنوان یک کنتور خوب برای سایت استفاده کرد، کنتوری که خیلی امیدوار کننده تر از کنتورهای دیگر است! چون رباطها(webbots) را نیز جزو ویزیتورها حساب میکند. من که فکر نمیکردم حدود یک سوم ویزیتورهایم رباط باشند!! از آنجا که این log بر اساس درخواستهایی است که به سرور میرسد، پس میتوانید با آن از تعداد مراجعه به هر فایلی مطلع شوید، از جمله فایلهای .zip و .pdf که با شمارنده های معمولی نمیتوان آمار مراجعه به آنها را پیدا کرد. البته قبلا با URI Encoding مشکل داشتم و در بخش referrer ها نمیشد فهمید کلید جستجو چه بوده است. این مشکل را هم با استفاده از این کد که از w3c گرفتم حل شد. البته تبدیل کردن کد جاوا به vb یکم(!) طول کشید. برای غیر برنامه نویسان : برای استفاده از این برنامه کافی است که محتوای دایرکتوری bin را در bin\ سرور کپی کنید و فایلهای default.aspx و config.xml را هم در هر دایرکتوری که دوست دارید. اما قبل از این کار فایل config.xml را با یک ویرایشگر (مثلا notepad) باز کنید و بجای urlogpath آدرس فیزیکی دایرکتوری log خود روی سرور را بنویسید. اگر این آدرس را نمیدانید میتوانید از مسوول هوست (هاست سابق) خود بپرسید. شایان ذکر است که این برنامه با vb.net نوشته شده و هاست (هوست آینده) شما باید net support. باشد. برای برنامه نویسان : توضیح خاصی نیست! برنامه اینقدر ساده است که توضیح نمیخواهد. فقط اینکه از linklist.dll خودم استفاده کرده ام، که اگر کد آن را خواستید میتوانید mail بزنید. همینجا قویا اعلام میکنم که با vb به راحتی میشه linklist درست کرد. یه کلاس هم درست کردم که یه مدل لینک لیسته (درستتر اینه مه بگم یه لینک لیست داره) فقط با این تفاوت که بجای اینکه داده های تکراری را، تکراری اضافه کند. به counter آنها اضافه میکند. زیاده عرضی نیست، جوتی پاسخ الافاضات : من متوجه نشدم که دقیقا باید کجای این سورس رو باز کنم! به جون بچم این برنامه open source است. gotdotnet هم خیلی فکر خوبیه. اگه برنامه را بهتر کردین منم خبر کنین. حق استفاده : همانطور که پایین صفحه نوشتهام "شما حق دارید از مطالب این سایت هرطور که مایل هستید استفاده کنید بشرط اینکه برای آنها هیچ گونه وجهی دریافت نکنید. اگر منبع را هم ذکر کنید ممنون میشم." فقط درباره برنامه ها یه چیز دیگر هم هست اونم اینکه اگه تغییر بدرد بخوری توش دادین ممنون میشم به خودم هم بدینش. ولی هیچ اجباری نداره! اینجا کاملا دموکراسیه! فکر کنم بهتره روزنامه ها و مجله های چاپی، کپی رایت رعایت کردن رو از جناب پرورش یاد بگیرن. پینوشت 18/1/1383 : در صورت تغییر کردن محل ستونها در فایل Log برنامه درست کار نمیکرد. الان ستونها از روی خط #Fields تشخیص داده میشوند. بخش IP به برنامه اضافه شد. این بخش نشان میدهد هر IP چند بار به سایت مراجعه کرده است.
سد کردن تنتن راه تحقیق را
گویند که روزی شیخ ما بر کلاسی میگذشت که مریدی مر او را خطاب قرار داد که "یا شیخ! شما را علم بسیار باشد و منابع تحقیق بی مقیاس. و ما را علم اندک و منابع تحقیق ناچیز پس ما را روا نباشد واجب داشتن تحقیق." شیخ ما که مترصد این سخن بود تا به منبر شود، فرصت مغتنم شمرده و بر منبر شد و چنین آغاز کرد : "مریدان من، شما را منابع بسیار باشد. اگر توانید همچون غواص بر اقیانوس اینترنت شیرجه زنید و مروارید مقاله از دل صدف سایت بیرون کشید. لاکن بعضی از صدفها باز همی نشوند الا به دیلم کارت اعتباری و ما را چنین کارتی نباشد." مرید جواب خویش بگرفتی و بتصور باطل بود که شیخ نیز سخنش را به پایان خواهد برد. ولیکن شیخ که دیر زمانی از فرودش بر منبر نمیگذشتی، سخن ادامه داد که : "او را کرور کرور شبکه ماهوارهای به فرمان است. یکی از یکی رایگان تر از برای ما، اما مقاله ای دو دلاری را دریغ دارد از ما. پس آنگاه شیخ بر ما نمایان ساخت آنچه جز او کسی نبیند. ما را خطاب قرار داد که ای مریدان من! بدانید و آگاه باشید که اگر شما را همت تحقیق نیست، از برای آن است که تن تن را مویی طلایی است و کاپتان هادوک را مویی مشکی و دائم الخمر است و دیگری سر زنده و شاداب و محقق. پس شما که موی مشکی دارید از برای همین است که دائم الخمر هستید و انسان دائم الخمر را همت تحقیق نباشد." ما که دانستیم به فرهنگمان تجاوز شده است، دیگ غیرتمان به جوش آمد و سر رفت و زیر آن خاموش شد آن هنگام که بخاطر آوردیم سالهاست که دیگر فرهنگی نداریم که کسی را توان تجاوز به او باشد. و شیخ ما همچنان بر منبر بود که سه ساعت وقت کلاس به پایان رسید. کمترین مرید شیخ
IIS Log
عجیبه! غریبه! یه معمای پیچیده! قاعدتا دقیقترین Log را خود سرور وب نگه میدارد. برای همین من تصمیم گرفتم بجای اینکه برای سایتم کنتور بذارم، از Log های سرور استفاده کنم. خوبی این log اینه که بر اساس درخواست از وب سرور است، بنابراین حتی اگر فایل درخواستی روی وب سرور وجود نداشته باشد هم ثبت میشود (مثلا *robots.txt). برنامه همین چند دقیقه پیش تمام شد و نتیجه این شد که فک بنده هنوز کف زمینه! دیروز، فایل robots.txt به تنهایی 42 تا هیت داشته! جزوه ویژوال بیسیک دیروز 13 تا هیت داشته. و از همه عجبتر خود بلاگ است که دیروز 257 تا هیت داشته (مجموع آدرسهایی که بلاگ را نشان میدهند.) حالا گیریم که 100 تاش خودم بودم! یعنی اینجا 150 تا هیت در روز داره؟ فکر میکردم فوقش 40 تا هیت تو روز داشته باشم!! واقعا این log ای که IIS نگه میداره درسته؟ اینجا میتونین خودتون این گزارشها رو ببینین. سورس کد برنامه را هم به محض اینکه فک محترمم برگرده سر جاش آپلود میکنم. ارادتمند، جوتی حاشیه : مشکلش اینه که اطلاعات روز جاری رو نمیتونم بخونم! چون فایلش روی سرور بازه. ----------- robots.txt فایلی است که دسترسی webbot ها به سایت را تعیین میکند.
و من کد زدم
اول : بین برنامه هایی که برای خودم نوشتم، بعد از کلاینت این بلاگ یه برنامه به اسم "bidar shoo!" بیشترین کاربرد رو داره. برنامه "بیدار شو" اصلا رابط کاربر نداره. برای اینکه ساعت زنگ زدنش رو عوض کنم؛ کدش را تغییر میدهم و دوباره کامپایلش میکنم! تو این یکی دو سال که دارم ازش استفاده میکنم چند با به این فکر افتادم که دوتا textbox روی صفحه بذارم و یه عدد تو رجیستری ذخیره کنم و یه آیکون به System Tray اضافه کنم که برنامه قابل استفاده تر بشه، ولی هیچ وقت تغییری تو برنامه ندادم. فقط به این دلیل ساده که "کاربر از برنامه شکایتی نداره" دوم : تو بلاگ قبلی یک صفحه به نام babanevis.aspx وجود داشت که بابالنگدراز میتونستن با استفاده از اون، پایین هر نوشته یه "بابانویس" اضافه کنند (اگه یادتون باشه اون موقع بلاگ من بخش خصوصی داشت و افاضات هم نداشت) . وقتی کد صفحه بابانویس را مینوشتم به خودم گفتم "هی فلانی! یادت نره چک کردن password رو برای این فرم بذاری" ولی دست آخر یادم رفت و سایت آپلود شد. با یک سوراخ امنیتی. سوراخ که چه عرض کنم، تونل بود! هر بازدید کننده فقط با دونستن اینکه یه همچی فایلی وجود داره میتوانست هرچی دلش میخواد تو سایت من بنویسه! مشکل را مخصوصا حل نمیکردم. میخواستم ببینم چقدر طول میکشد که از این سوراخ گزیده بشم، ولی در عرض 6 ماه هیچ اتفاقی نیفتاد تا دست آخر اون فایل بلکل حذف شد... از خاطرات یک برنامهنویس
بچه اینقدر راه نرو!
امروز موبایلم رو بردم نمایندگی نوکیا، گفت با گوشیت زیادی راه رفتی خراب شده! گفتم مال یه خانوم دکتری بوده که کار گیرش نیومده بوده؛ مسافر کشی میکرده، تو جاده تهران قزوین! گفت همینه دیگه، از کالیبره خارج شده(ننه مرده زبون فارسی). احتمالا وقتی تحویلش بگیرم باید بذارم تو خونه بمونه که خدای نکرده آنتنشون نوسان نکنه که ناراحت بشن! اینم عکس دل و قلوه گوشی جوتی امروز(تا حالا) کار مفیدی انجام ندادم. دلیلش هم این بود که میخواستم درس بخونم! کلا درس خوندن سخت ترین کار دنیاست باید به کسایی که درس میخونن حق سختی کار و بدی آب و هوا و از این چیزا بدن... نوشتن زوری همین میشه دیگه! ننویسم سنگینترم (امشب رو میگم! نه تا ابد) از وقتی اون عکسهای شفق قطبی رو دیدم شدیدا دلم میخواد برم قطب جوتی 1. آدم پول نداشته باشه و بجای پیدا کردن یه کاری که توش یه لقمه نون باشه، بره کار مجانی بکنه... لابد تعداد متنابهی تخته کم داره! 2. دلم یه کتاب رمان جذاب میخواد، برا خوندن کتاب داستان همیشه وقت دارم!!! این کتاب صدسال تنهایی اصلا جذاب نیست، حالا گیرم که پنج میلیارد جایزه مختلف هم گرفته باشه. 3. امروز یه عکس راز بقایی گرفتم ولی نور خیلی افتضاح بود، عکس چندان خوبی نشد. 4. هنوز دو هفته از روزی که کشف کردم جمعه تعطیله نگذشته، از این هفته برای جمعه ها هم یه کاری دست و پا شده! البته باحالیش اینجاس که با آدما سر و کار دارم، آدمها موجودات فوق العاده و هیجان انگیزی هستند. کامپیوتر جلوشون هیچ جذابیتی نداره. 5. ارادتمند، جوتی
انواع تهدیدها
شوخی (Hoax) : معمولا ایمیلی است که همه دست به دست میکنند و خبر از ویروس ناشناخته مخربی میدهد. hoaxها معمولا از روی نشانه هایی از قبل نداشتن فایل ضمیمه، نداشتن مرجع (شخص یا سایتی که بتواند ادعای آنها را تایید کند) و لحن کلی نامه قابل شناسایی هستند. اسب تروا (Trojan Horse) : برنامهای است که نه خودش را کپی میکند نه تکثیر، اما ممکن است باعث خرابی شود یا اینکه سیستم امنیتی کامپیوتر را تضعیف کند. معمولا تروجان را یک شخص حقیقی برای شما میفرستد نه اینکه خود تروجان این کار را انجام دهد. تروجان ممکن است به پشت نقاب یک برنامه دیگر (احتمالا یک برنامه مفید) برای شما ارسال شود. کرم (Worm) : برنامه ای که از خودش کپی میسازد؛ برای مثال خودش را از یک دیسک به دیسک دیگر کپی میکند، یا با استفاده از ایمیل (یا هر روش دیگری) خودش را از یک کامپیوتر در کامپیوتر دیگر کپی میکند. کرم ممکن است خرابی یا حفره امنیتی ایجاد کنند. ممکن است کرم را بصورت یک برنامه کاربردی (یا هر نوع برنامه دیگری) دریافت کنید. ویروس (Virus) : برنامه یا کدی که خودش را تکثیر میکند؛ به عبارت دیگر با درج کردن یا اضافه کردن خودش به برنامههای دیگر، بوت سکتور، Partition Table یا مستنداتی که از ماکروها پشتیبانی میکنند آنها را آلوده میکند. اکثر ویروسها فقط خودشان را منتشر میکنند اما بسیاری از آنها نیز صدمات زیادی وارد میکنند. برنامه جوک (Joke Program) : برنامهای که رفتار عادی کامپیوتر را مختل میکند، تغییر میدهد یا کارهای اعصاب خوردکن میکند! درکل برنامه های هستند که ممکن است کارهای گوناگون و بی ضرری روی کامپیوتر شما انجام دهند. مانند یک Screen Saver ناخواسته. جوتی حاشیه : تاکید میکنم که من مترجم نیستم، این ترجمه هم چندان با امانت داری نبوده. مرجع : Symantec glossary
الو! اتوبوس؟
سلام بابایی دیروز اتفاق جالبی افتاد. دیروز هم مثل بیشتر وقتها میخواستم با اتوبوس از قزوین برگردم تهران، حالا بگذریم که سرجمع صد و پنجاه تومان بیشتر از کرایه اتوبوس تو کیفم پول داشتم و اون هم بخاطر این بود که صد تومان از کرایه تاکسیم (با ماکسیم و ماکسیما فرق میکنه) رو یکی از بروبکس دانشگاه حساب کرده بود. قرار بود بگذریم! ولی خوب سبک اصلی نوشتن اینجا همینه که جمله ها پشت سر هم push بشن تو stack ، انگار که جمله ها عملگر باشن و متن عبارت infix که میخواد postfix بشه! ها ها ها! با این متن عجب بلایی سر گوگل بیارم! حالا اگه با یکی از keyword های این پاراگراف تشریف آوردین اینجا میتونین تشریف ببرین اینجا یا اینجا که سرتون بی کلاه نمونه. خلاصه آدم برای اینکه با اتوبوس از قزوین تشریف بیاره تهران دوتا انتخاب داره اولی اینکه تو ترمینال سوار اتوبوسهای قزوین تهران بشه که پر از دانشجوهای خوشگل و خوشتیپ و خوشبو و عطر و ادکلن زده است یا اینکه کنار جاده سوار اتوبوسهایی بشه که از رشت، زنجان یا شاید تبریز میان و توش پر از آدمهای خسته ایه که بوی عرق میدن و روی صندلیها ولو (با ولوو فرق میکنه! اون ماشینه این یه حالته) شدن. من از اونجایی که خودم خیلی آدم با کلاسی هستم (خوب دیگه بسه اینقدرام خنده دار نبود!) همیشه میرم کنار جاده سوار اتوبوس میشم که حدود نیم ساعت زودتر میرسه. البته یه مزیت دیگه هم داره، اونم اینکه توی ترمینال از اونجا که مشتری زیاده اتوبوسها برای مشتری ناز میکنن؛ از قدیم گفتن "سرمه که زیاد شد در کونشونم میمالن" منم که اصلا دوست ندارم ناز یه راننده اتوبوس بد قواره را بکشم! برای همین میرم بیرون ترمینال که نه کسی ناز میکشه نه کسی ناز میکنه! وقتی رسیدم کنار خیابون دیدم یه اتوبوس هم منتظر منه، یه راست رفتم سوار شدم، تا اوون ته جا برای نشستن نداشت، فقط دو ردیف آخر جا داشت. وقتی رسیدم ته اتوبوس دیدم ردیف یکی مونده به آخر هم که یه آقای محترمی لنگشون رو دراز کرده اند و دو تا صندلی رو گرفتن و در خواب ناز بسر میبرن برای همین رفتم ردیف آخری نشستم که معلوم بود صندلیشو خود آقای نارنده (یه چیزی تو مایههای راننده) اضافه کرده. تازه داشتم صندلی رو برسی میکردم که دیدم آقای شوفر با یک آقای مسافر تشریف آوردن ته اتوبوس و آقای شوفر سعی کرد اون آقایی که لنگش رو دراز کرده بود بیدار کنه که آقای مسافر بشینه ولی آقای مسافر گفت ولش کن میرم اون ته (بوفه) میشینم. ما رو میگی؟ فکمون چسبیده بود کف زمین! کسی هم نبود جمع و جورش کنه! این آقای مسافر همون کسیه که من باهاش سه واحد معادلات و سه واحد ریاضی دو دارم (قصه ریاضی دو با شش افتادن من رو همه میدونن الا خواجه حافظ شیراز که اونم با نامه رسمیی که شخصا براش فرستادم با خبر خواهد شد.) من که به نظرم خیلی زشت میومد که خودم رو صندلی بشینم و استادم رو بوفه پاشدم گفتم استاد "بفرمایین" گفت "من راحتم" خلاصه هرچی اصرار کردم انکار کرد! منم دعا میکرم این آقای محترمی که لنگشون رو دراز کردن زودتر بیدار شن که من کمتر خجالت بکشم... البته آقای محترم لنگدراز (بابالنگدراز عزیز هرگونه شباهت ایشون با شما انکار میشه!) قبل از اینکه از قزوین خارج بشیم بیدار شدند و استاد رفتن از ایشون اجازه گرفتن که "میشه اینجا بشینم؟" و نشستند. از تیریپ استاد خیلی خوشم اومد. اصلا کلاس نمیزاره که من فلانم و بیسارم! اون وقت این حل تمرین هوش مصنوعی فکر میکنه یگانه معلم عالمه! دیگه زیادی پر چونگی کردم ارادتمند همیشگی شما، جوتی به راحتی میشه با یکم تخیل و تلقین یه احساس به وجود آورد! اصلا کار سختی نیست. من هر وقت لازم میشه این کار رو میکنم. کاربردهای خیلی زیادی داره...
For
تو دستور for ویژوال بیسیک دات نت میشه متغیر هم تعریف کرد! من تازه امروز فهمیدم. خیلی خوشمان شد. (تو VB6 نمیشد این کار رو کرد) for i as integer=1 to 10 البته تو VB هم مثل ++C این متغیر تو scope خود حلقه درنظر گرفته میشه و بیرون حلقه دیده نمیشه.next جوتی حاشیه : اینم از زور بی حالی! وقتی که امکان آپدیت کردن بلاگ برای روزهای آینده را درست میکردم به فکر این بودم که شنبه ها بلاگ رو برای یکشنبه هم آپدیت کنم. آخه یکشنبه اصلا وقت نمیشه بلاگ رو آپدیت کنم، چون 12 ساعت دانشگاهم بعد هم که میرسم خونه دیگه وقت اکانت ندارم. ولی حالا شنبه ها اینقدر مطلب ندارم که برای خود شنبه بفرستم، یکشنبه پیش کش! راستی، هوا کم کم داره اون جوری میشه که من دوست دارم... شبهای طولانی و تاریک و سرد... فقط باید برف هم اضافه بشه تا عیش من تکمیل شه. من عاشق سوز برفم! از اون سوزهای درست و حسابی که گوش و دماغ آدم را قرمز میکنه. دوست دار شما، جوتی
پردازش موازی
دیروز به نتایجی در زمینه پردازش موازی(Parallel Proccessing) رسیدم. ما(یعنی این جانب) احتمال میدهیم که اولین کسی باشیم که به این نتیجه رسیده ایم. پس میتوانیم آن را به نام خودمان ثبت بفرماییم، چون ما اولین کسی هستم که به این فکر افتاده ایم که همچی چیزی را به اسم خودمان ثبت کنیم. در نتیجه از این پس هرکس در هرکجای دنیا بخواهد همچین کاری بکند باید حق ما را بابت این اکتشاف (در همین راستا اکتشاف هفته قبل را هم ببینید) بپردازد. اما اکتشاف این هفته : دیروز برای صرفه جویی در وقت اقدام به پردازش موازی فرمودیم و موفق شدیم بطور همزمان هم ریش بتراشیم و هم (گلاب به روتون) برینیم! در اینجا اعلام میداریم که ریدن در در حین تراشیدن ریش© و تراشیدن ریش در حین ریدن© کاملا کپی رایتش متعلق به اینجانب جوتی الدوله میباشد و با کسانی که این کارها را از ما تقلید کنند بشدت برخورد غیر قانونی خواهد شد. یگانه کاشف عالم، جوتی حاشیه : از کسانی که احتمالا بعدها با جستجو برای کلمات کلیدیی مانند "پردازش موازی" این صفحه را پیدا میکنند و از دست من شاکی میشن، پیش پیش پوزش میطلبم.
رایاپردازش
این شرکت domain خود را برای سال دوم نگرفته است، بخاطر همین لینکها را حذف کردم که به صفحه تبلیغات مردم لینک نشده باشد! حیف شد، خیلی برای برنامه اش جون کنده بودم. 15 آبان 83 سایت شرکت رایاپردازش هم بالاخره بطور آزمایشی آپلود شد. البته هنوز همه بخشهای سایت تکمیل نشده، بعضی از عکسها هم به قالب صفحه نمیخوره که تقصیر طراح سایته و به من ربطی نداره. الان که اینو گفتم یادم افتاد که نه اسم برنامهنویس سایت پایین صفحهها هست نه اسم طراحش! خلاصه! اگه قصد کامپیوتر خریدن دارید بشتابید و به رایاپردازش سر بزنید. اونجا به راحتی میتونین از بین قطعه ها برا خودتون یه کامپیوتر سوار کنین و سفارش بدین براتون بیارن دم خونه! البته مشکلش این بود که کارت اعتباری اینجا یه چیز عجیب و غیربیه و یافت می نشود! برای همین شرکت جور بانکها رو کشید و قرار شد بعد از اینکه با تلفن سفارش تایید شد یه پیک بفرستن دم در خونه که هم قرارداد رسمی رو امضا بشه هم پیش پرداخت رو بگیره و 24 ساعت بعد از اون هم کامپیوتر دم در خونه (یا هرجا دیگه) تحویل داده میشه. برنامه سایت هم هنوز یکم مشکلات داره ولی بقیه مشکلاتش هم ایشالا به زودی حل میشه. خبر افتتاح سایت شرکت (که آقای دکتر نیّری(مدیر عامل شرکت) فرستادن) رو سایت حتما بخونین! ارادتمند، جوتی
زبان و خط ژاپنی
زبان اين کشور يکی از مشکل ترين زبانهای دنيا (برای خارجيان) است. گفته می شه که ژاپنی ، بعد از زبان چينی دومين زبان سخت در دنيا می باشد. طوری که يک ژاپنی بعد از گرفتن ديپلم دبيرستان می تواند روزنامه را بطور کامل بخواند. لینک
گرسنگی لذت بخش
اینکه میگن روزه باعث میشه که آدم وضع گرسنه ها و فقرا رو درک کنه چندان حرف درستی نیست. فرق روزه گرفتن با گرسنه بودن اینه که آدم وقتی روزه میگیره میدونه فلان ساعت میتونه غذا بخوره؛غذایی که احتمالا از هر روز هم بهتر است. این انتظار برای خوردن حتی لذت بخش هم هست! ولی برای یه گرسنه که غذایی برای خوردن نداره، چیزی که واقعا دردناکه اینه که نمیدونه دفعه بعدی که غذای درست و حسابی گیرش بیاد کی خواهد بود. آینده مبهم. اینقدر مبهم که حتی نمیدونی فردا میتونی چیزی برای خوردن پیدا کنی یا نه. مرگ اونقدرا هم مهم نیست. ولی به ذلت مردن خیلی ناراحت کننده است.(من زیاد به مرگ فکر نمیکنم، یعنی اگه راستش را بخوای فکر کردن به مرگ را گذاشتم برای وقتی مردم! فعلا که زنده ام سعی میکنم به زندگی فکر کنم.) بعید میدونم برای کسی که تو این شرایط باشه دیگه جایی برای یاس فلسفی و این جور غم های با کلاس باقی بمونه! البته میشه گفت اینم یه جورایی بخش خوبه قضیه است. شاید هرچی آینده مبهم تر باشه زندگی غیر قابل تحمل تر میشه... اعتراف میکنم که زیاد به آینده فکر نمیکنم! برای همین زندگیم کاملا قابل تحمله! جوتی حاشیه : دارم به این فکر میکنم که هوش مصنوعی را حذف اضطراری کنم! اگه احتمالش باشه که ترم دیگه استاد بهتری درس رو ارائه کنه حتما حذفش میکنم.
زمانبندی
جناب استفان کاوی فرمودن که بجای برنامه روزانه، که انعطاف پذیر نیست؛ بهتره از برنامه ریزی هفتگی استفاده کنیم که انعطاف پذیری بیشتری داره و زیاد هم ولنگ و واز نیست. خوب من هم گوش کردم ولی برنامه هفتگیم اصلا موفقیت آمیز نبوده و بعید میدونم تا آخر هفته موفق بشم به کارهام برسم. مشکل اینجاست که هفته من فقط چهار روزه (دو روز دانشگاه و یک روز تعطیل از هفت روز هفته کم شده) و چهار روز، برای انجام همه کارهام واقعا کمه. البته فکر نکنید منظور من از "کار" همون چیزیه که شما بهش میگین "کار"! اون چیزهایی که شما بهش کار میگین کارهای شما هستند، نه من. برای من اینکه به باباجونی زنگ بزنم یه کاره. حالا اگه یادم بره* یعنی یکی از کارهای مهمم رو انجام ندادم. اما بیشترین وقت رو همون چیزهایی میگیرن که در مورد کار بودنش با هم تفاهم داریم. همه اینها درحالیه که من هنوز درس خوندن رو جزو کارهام حساب نکردم!! و قراره وقتهای بیکاریم یکمی هم درس بخونم! فکر کنم هفته دیگه باید درس هم بخونم... خدایا توبه(به سبک طغرل) ارادتمند، جوتی ---- *این هفته یادم نرفت به باباجونی زنگ بزنم. زنگ زدم به باباجونی و پررو پررو برگشتم گفتم "باباجونی کی ما رو افطاری دعوت میکنی؟" گفت "هر وقت میخوای بیا" گفتم "نه! اینجوره مزه نمیده باید دعوت تمام رسمی باشه" از شخصیت خودم، وقتی با تو هستم، بدم میاد. حتی شاید ازش متنفر باشم! این البته تقصیر تو نیست، تقصیر منم نیست.
shift operator
داشتم اولویت عملگرها را توی msdn نگاه میکردم که دیدم تو لیست دوتا عملگر << و << هم هست! بالای صفحه را نگاه کردم که ببینم اشتباهی چه زبانی را باز کرده ام اما دیدم نوشته : "Visual Basic Language Specification" تا همین ویژوال بیسیک .net قبلی(2002) هم اینو نداشت! باید تو 2003 اضافه کرده باشند. آخه من تو یه برنامه لازمش داشتم و آخر سر مجبور شدم از یه روش دیگه کارم را انجام بدهم.
اولین برنامه
در راستای اینکه جناب حامد فرمودن اولین برنامه ای که نوشتن رو با spectrum+ و زبان بیسیک نوشته اند. ما هم عرض میکنیم که اولین برنامه ای که نوشتیم با 1st basic بود روی Atari 520ST حدود 10 ، 12 سال پیش. بعد هم از وقتی کامپیوتر خریدیم رفتم سراغ ویژوال بیسیک 3 و ... هنوزم از VB راضیم! ارادتمند جوتی
موضوع انشاء
درباره فواید افسردگی، غم، ناراحتی و غیره یک چند صفحه ای بنویسید. تا اگر چیز خوبی بود، ما هم برای بدست آوردنش تلاش کنیم.
قیافه تماشایی
قیافه کسی رو تصور کنید که از یک هفته پیش برای حلیم افطاری دانشگاه نقشه کشیده و بر اساس همین نقشه، فیش غذا را نگرفته است. اون روز کذایی از راه میرسد و استاد محترم کلاس رو یکسره میکند و برای افطار آنتراک نمیدهد. وقتی کلاس تعطیل میشود (نیم ساعت بعد از اذان مغرب) میرود بوفه دانشگاه و متوجه میشود که حلیم تمام شده! جوتی
گوگل هم فیلتر خواهد شد!
حسب العمر جناب نادم، معاونت حقوقي وزارت پست و تلگراف و تلفن و تلکس و اینترنت و غیره و ذالک، کلیه سایتهای اینترنتی فعالی که از وزارت پست و تلگراف و فیلتر و غیره ایران مجوز نگیرند فیلتر خواهند شد! در زیر فرمایش ایشان آمده است : "نادم، در مورد فيلترينگ اينترنت، گفت: فيلترينگ مشمول سايتهاي غير اخلاقي ميشود و اصلا برخورد سياسي يا جناحي در اين زمينه وجود ندارد. افراد با هر روش تفكر سياسي اگر موازين را رعايت نكنند از اين قاعده مستثني نيستند. با اين حال براي قانونمند شدن، اعلام شده كه براي ايجاد سيات نياز به اخذ مجوز است و سايتهاي فعال فعلي كه براي كسب مجوز اقدام كنند، حتي اگر غير اخلاقي نباشند، فيلتر خواهند شد." از آنجا که ایشون درباره همه سایتهای فعال افاضه فرموده اند؛ این طور برداشت میشود که سایتهایی مانند گوگل، یاهو و مایکروسافت بزودی فیلتر شوند! چون خوشبختانه امکان ندارد که این سایتهای برای فعالیتشان از وزارت فیلتر جمهوری اسلامی مجوز بگیرند. البته فیلتر شدن همه سایتها، بجز سایتهایی که مجوز دارند باعث میشود که استکبار جهانی دست از سر جوانان ما بر دارد و جوانان ما دچار تجاوز (چه فرهنگی چه بی فرهنگی) نشوند. درضمن پس از اعمال کردن این فیلتر، دیگر اساسا نیازی به اینترنت نداریم و با یک اینترانت هم میشود همه سایتها(سایتهایی که باقی مانده) را دید! جوتی دعا : خدایا این یه خورده عقلی که به ما دادی ازمون بگیر! فقط باعث دردسره. مال بد بیخ ریش صاحابش! لینکها مرتبط : به کجا چنین شتابان؟ نخوری تو دیوار ! سايت هاي فعال بايد مجوز بگيرند وگرنه فيلتر مي شوند تکمیل : جناب آقای نادم، مشاور حقوقی وزارت پست و تلفن و فیلتر و غیره فرمودند که ایشون منظورشون از سایت، ISP بوده!!!! لینک
جمعه
من حتما کاشف بزرگی هستم! امروز کشف بزرگی کردم؛ البته اینقدر بی جنبه نبودم که بخاطر کشف بزرگم لخت بپرم وسط کوچه! و اما کشف من: "امروز جمعه است." جمعه (بر خلاف نظر خمسه) تعطیل است. پس لازم نیست حتما کار کنم! بلکه باید استراحت کنم(اگه بپرسین که بقیه هفته چکار میکردی، میگم به شما ربطی نداره). این کشف بزرگ بار بسیار بزرگی را از شانههای کوچک من برداشت! کاشف بزرگ، جوتی 1. چرا تا من از یه بلاگ خوشم می آید و به لیست بلاگهایی که هر روز میخوانم اضافه اش میکنم دیگر آپدیت نمیشود؟ 2. یک فایل دانلود کردم، دیدم یکدفعه غیب شد! حدس زدم ممکن است اشتباه دانلود شده باشد؛ دوباره گرفتم، دوباره غیب شد. این بار حدس زدم کار باید کار انگلیس باشد! شاید هم Norton AntiVirus پس رفتم و گزارشهای NAV را نگاه کردم و متوجه شدم اون فایلی که ایشون خود سرانه پاک کرده بودند PWSteal.Trojan بوده است. بدین وسیله از شرکت محترم سیمانتک تشکر میکنم. در ضمن اعلام میکنم کسی که دوشنبه درباره هک از من سوال کرده بود ، یا یکی آی دی یاهوشو هک کرده، یا خودش میخواسته من رو هک کنه. چون با آی دی یاهو ایشون اون تروجان برای من فرستاده شد. نمیتونم درک کنم تو کشوری که نرافزار مجانیه چرا مردم روی کامپیوترهاشون برنامه ضد ویروس ندارند؟ جوتی تکمیل : در این نوشته منظور از "هک"، پیدا کردن پسورد یاهو و اینجور چیزهاس! لازمه قبل از اینکه کسی بهم یادآوری کنه بگم که میدونم این lamer بازی ها اسمش هک نیست.
دارم عاشق خودم میشم!
جدیدا از رنگ چشم خودم زیادی خوشم میاد! هر وقت میرم جلو آینه زل میزنم به چشم خودم! نه اینکه رنگ خاصی باشه، نه بابا قهوه ای تیره. مثل خیلی های دیگه! خدایا توبَه! یاد نارسیس افتادم. جوتی البته بهترین انتخاب این بود که کتاب اصلی رو بخونم، هرچند که برام سخت بود. ولی با توجه به اینکه کتاب اصلی شوهر کرده!! و اصولا همین دانشگاه یکی را دارد و بعید است دیگر به این راحتی دست من به آن برسد؛ رفتم ترجمه همان کتاب را خریدم. ترجمه بدی نیست. ده فصل از کتاب بیست و چند فصلی را ترجمه کرده و کاملا هم با امانت داری ترجمه کرده. اسمش هم "هوش مصنوعی:رهیافتی نوین" است. با توجه به شرایط به نظر میاد خریدن این کتاب (و خوندنش) مناسبترین انتخاب بود. جوتی
عجب صبری خدا دارد
من دو روزه که این دعای سحر رو گوش میکنم، معنیش رو هم میخونم، ولی جواب یک سوال رو هنوز پیدا نکردم! این دعا دقیقا از خدا چی میخواد؟ "خدایا از تو درخواست میکنم..." ولی من نفهمیدم چی از خدا میخواد! جوتی
حل تمرین از استاد بدتر!
اومد سر کلاس و درباره تهیه مقاله حرف زد. باید اینجوری کنین ، اونجوری کنین و... گفت که ما یه گروه داریم(فعلا که نمیاد) که فلان و بیسار! خلاصه یه مقدار جمله های بی فعل و کلمه های بی جمله و حروف پیوسته و ناپیوسته (که کلمه نبودند) گفت. موفق شد در عرض چند دقیقه به ما اطمینان بدهد که داریم توسط استاد استثمار(؟) میشیم! بعد فهمیدم که ایشون حل تمرین این درس هم هستند. فکر کردم : "من حل تمرین بودم اینم حل تمرینه!" البته از همچی مدرسی همچون حل تمرینی هم باید انتظار داشت! بعد یکم هم درباره پروژه پایانیش حرف زد و تازه فهمیدم این آقا هنوز مدرک لیسانسشون رو هم نگرفتند که اینطور از بالا با ما حرف میزنند! میدونی دلم(و چه بسا جاهای نا مربوط دیگم) از چی میسوزه؟ از این که من بیچاره به عشق این درس اومدم کارشناسی! و حالا اون از استادش! که سر کلاس موعظه میکنه بجا اینکه هوش مصنوعی درس بده، اینم از حل تمرینش که فکر میکنه ما نوچه هاشیم! کتابخونه هم کتابی که داشتم میخوندم رو تمدید نکرد! چون همین یکی رو ازش داره و جناب استاد تصمیم گرفتند این کتاب رو مرجع اعلام کنند! جالب اینجاس که حضرت استاد تا حالا یکی از پیش فرض های این کتاب رو هم نگفته! کسی هست این کتاب رو داشته باشه؟ کسی خبر داره که کتاب آفست شده یا نه؟ ارادتمند، جوتی
فریاد
سایت فریاد(پایگاه هنرهای مردمی) ، یک سایت خبری است که بطور تخصصی به اخبار هنر میپردازد. طراح و مدیر سایت آقای رضا حیدری(از اون بچه باحالا) هستند و کارهای برنامه نویسیش رو هم من انجام دادم. جوتی
ابرکامپیوتر
طبق این مطلبی که ITiran نوشته؛ چین قصد دارد تا ماه مارس سال آینده کار ساخت قدرتمندترین رایانه جهان را به پایان برساند. به نوشته ITiran این کامپیوتر سرعتی معادل "10 تریلیون محاسبه [ممیز شناور] در ثانیه" دارد. ماجرا وقتی جالب میشه که بدونین کامپیوتر ASCI White که سال 2000 ساخته شده است سرعتی معادل 12.3 تریلیون عملیات ممیز شناور در ثانیه (12.3teraflops) دارد! سال 2002 هم کامپیوتری ژاپنی با نام Earth Simulator ساخته شده که سرعتش تقریبا برابر با 40 تریلیون عملیات ممیز شناور در ثانیه است. بزرگترین ابرکامپیوتری هم که الان در حال ساخت است Blue Gene نام دارد که قرار است دارای سرعتی معادل یک میلیون میلیارد عملیات [ممیز شناور] در ثانیه (1Petaflops) باشد. حالا کدام کامپیوتر قویترین ابرکامپیوتر است؟ جوتی حاشیه : قبل از اینکه حامد بپرسه بگم که با اینا نمیشه worm بازی کرد! فقط میتونن wolf1 اجزا کنند. حاشیه 2 : انگار Blue Gene از زمانبندیش عقبه. لینکهای مفید : Blue Gene, IBM لیست 500 ابرکامپیوتر برتر جهان(June 2003)
GUI
یکی از ضعفهای عمده رشته مهندسی نرمافزار اینه که تو سیلابش (با سیرابی یکم فرق داره!) هیچ چیز درباره طراحی رابط کاربر (User Interface) نیست! دوتا درس مهندسی نرمافزار میخونیم ولی هیچ کدوم به رابط کاربر اهمیتی نمی دهند. این در حالیه که اولین چیزی که کابر میبینه رابط کاربره و همین رابط کاربره که تعیین میکنه کاربر از برنامه استفاده خواهد کرد یا نه. معمولا وقتی حرف از رابط کاربر میشه همه یاد جینگولک بازی می افتند فکر میکنند رابط کاربر یعنی یه نقاشی خوشگل! البته نمای ظاهری هم خیلی مهمه ولی از اون مهمتر اینه که کار روی اصول انجام بشه. اصل اول هم از نظر من (بر حسب تجربه میگم و براش مدرک ندارم) عادت کاربر است. باید برنامه جوری باشه که کاربر قبل از اینکه برنامه را برای بار اول اجرا کند کار با آن را بلد باشد. واقعا فکر میکنم طراحی رابط کاربر یک کار مهندسیه و باید تو دانشگاه تدریس بشه. حداقل در حد تئوری محض. جوتی تکمیل : انگاری بعضی از دانشگاه ها به عنوان درس اختیاری طراحی واسط کاربر را تدریس میکنند.
مسافرکش
سلام بابایی ترافیک تهران ، اونم ماه رمضان و قبل از افطار ؛ فقط بدرد این میخوره که آدم پیاده با ماشینها کورس بذاره. امروز هم همین وضع بود و من از چهارراه ولی عصر تا انقلاب رو با ماشین ها کورس گذاشتم. انقلاب سوار یکی از ماشینهای مسافرکش شدم، من جلو نشسته بودم و یک پسر و دختر و یک نفر دیگه هم عقب نشسته بودند. بعد از چند دقیقه یک دختر دیگه هم سوار شد که با توجه ابعاد نامناسب صندوق عقب ترجیح داد کنار من بشینه ! جناب راننده یه چشمشون به خیابون بود یه چشمشون به این دختری که کنار من نشسته بود. بعد هم که در اسرع وقت (به محض اینکه یکی از اونا که عقب نشسته بود پیاده شد) من رو فرستاد عقب تا اون جلو با اون خانوم احتمالا محترم تنها باشه! منم که فضولیم گل کرده بود داشتم حرفهاشون رو گوش میکردم راننده میگفت که یه تعمیرگاه نمیدونم کجا داره و ... وسط فال گوش وایسادن من بود که اون پسر دختر هم پیاده شدند و بعدشم من خوابم برد. آزادی که رسیدم راننده بیدارم کرد، ازش پرسیدم مستقیم میری؟ گفت نه! گفتم راست میری؟ گفت نه! (البته اونجا دو راهی بود) منم پیاده شدم و آقای راننده و اون خانوم محترم تشریف بردند... راستی! راننده ای که باهاش از آزادی رفته بودم چهارراه ولی عصر از اول تا آخرش نوحه گذاشته بود! من برا یه لحظه فکر کردم بازم ماه رمضان رو با ماه محرم اشتباه کردم! جوتی
گذشته
سلام بابایی یکی از چیزهایی که واقعا باور دارم اینه که 'گذشته آدم اون جوری نیست که اتفاق افتاده بلکه اون جوریه که بخاطر میاره و بازگو میکنه.' یادم نیست جملش از کیه یا کجا خونده بودم ولی حرف جالبی زده! البته وضع من با این فرق میکنه، آخه چیزی که من بخاطر میارم یک تاریخ نسبتا تحریف شده است! اصلا چه دلیلی داره همه چیز رو همون جوری که اتفاق افتاده بخاطر بیارم؟ هر چند وقت یه بار گذشته خودم رو به راحتی تحریف میکنم(بصورت نیمه آگاهانه) و اون چیزی رو توش میذارم که دلم میخواد! با توجه به قوه تخیل قوی و حافظه ضعیفم اصلا کار سختی نیست! البته حافظه شما قویه و خیلی هم واقع گرا هستید ولی شما هم آزمایش کنید! بد نیست. راستی امروز به یه نفر یه قیمت دادم برق از کله مبارکش پرید! فکر کرده بود قراره بهش صدقه بدم! ارادتمند، جوتی حاشیه : از وقتی اومدم این هوست/هاست جدید روزی سه وعده spam میخورم!
پنگوئن ضرب در هفت
مسابقه داستان کوتاه هم شدیدا سبب خیر شده! باور ندارین؟ همین استامینوفن خودمون، یه داستان نوشته به اسم پنگوئن ضرب در هفت. من که خیلی خیلی از داستانش خوشم اومد... جوتی
اتوبوس جهانگردی
این فامیلمون 20 ساله ایران نیومده حالا عدل باید همین روزی بیاد که من میخوام برم کوه!؟! هفته پیش هم بخاطر اینکه یکی دیگه از خارج اومده بود نشد برم کوه. اگه همین جوری پیش بره بخاطر اینکه من کوه نرم همه فامیل میان ایران! جوتی تکمیل : خوش گذشت.
|
آرشیو ماهیانه:
مهر 81 آبان 81 آذر 81 دی 81 بهمن 81 اسفند 81 فروردین 82 اردیبهشت 82 خرداد 82 تیر 82 امرداد 82 شهریور 82 مهر 82 آبان 82 آذر 82 دی 82 بهمن 82 اسفند 82 فروردین 83 اردیبهشت 83 خرداد 83 تیر 83 امرداد 83 شهریور 83 مهر 83 آبان 83 آذر 83 دی 83 بهمن 83 اسفند 83 فروردین 84 اردیبهشت 84 خرداد 84 تیر 84 امرداد 84 شهریور 84 مهر 84 آبان 84 آذر 84 دی 84 بهمن 84 اسفند 84 فروردین 85 اردیبهشت 85 خرداد 85 تیر 85 امرداد 85 شهریور 85 مهر 85 آبان 85 آذر 85 دی 85 بهمن 85 اسفند 85 فروردین 86 اردیبهشت 86 خرداد 86 تیر 86 امرداد 86 شهریور 86 مهر 86 آبان 86 آذر 86 دی 86 بهمن 86 اسفند 86 فروردین 87 اردیبهشت 87 خرداد 87 تیر 87 امرداد 87 شهریور 87 مهر 87 آبان 87 آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 امرداد 88 شهریور 88 مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 امرداد 89 شهریور 89 آرشیو سالیانه: سال 1381 سال 1382 سال 1383 سال 1384 سال 1385 سال 1386 سال 1387 سال 1388 سال 1389 قصههای من: گرگ قسمت اول گرگ قسمت دوم موش کور باغبان جزیره آتشفشان کرم ابریشم توپ قصههای کامپیوتری کتاب VB.NET مقدماتی جزوه ویژوال بیسیک رمزگذاری-رمزگشایی |
|
تمام حقوق این سایت متعلق به امیر احسانی است.
شما حق دارید از مطالب این سایت هرطور که مایل هستید استفاده کنید بشرط اینکه برای آنها هیچ گونه وجهی دریافت نکنید. اگر منبع را هم ذکر کنید ممنون میشم. jooti [at] ehsani [dot] org |
||